﻿1
00:00:00,459 --> 00:00:02,001
‫ما یه برنامۀ خیلی ویژه ترتیب دادیم
« آنچه گذشت »

2
00:00:02,086 --> 00:00:04,213
‫و موقع رخ‌دادنش، می‌خوام اونجا باشی

3
00:00:04,296 --> 00:00:05,923
‫این راه فرار اضطراری‌ته

4
00:00:06,006 --> 00:00:07,758
‫قراره اوضاع خیلی پیچیده بشه، الکس

5
00:00:07,842 --> 00:00:09,760
‫- تکون نخور!
‫- روی زانوهات!

6
00:00:09,844 --> 00:00:12,096
‫- مشکل کجا بود؟
‫- الکس دستگیر شد

7
00:00:12,179 --> 00:00:13,264
‫«سازمان» گرفتش

8
00:00:13,347 --> 00:00:16,475
‫یه چیزی لازم دارم که بتونم تحویل
‫نخست‌وزیر بدم. الآن هم لازم دارم

9
00:00:16,559 --> 00:00:19,812
‫شاید یک گزینۀ دیگه داشته باشیم.
‫یک مأمور در محل

10
00:00:19,895 --> 00:00:22,440
‫می‌خوام حقیقت رو بهت بگم. ساختگی بود

11
00:00:22,523 --> 00:00:25,276
‫پدر تو هیچ‌وقت برای «اسکورپیا» کار نکرد

12
00:00:25,359 --> 00:00:27,111
‫تمام مدت برای ما کار کرد

13
00:00:27,194 --> 00:00:29,947
‫حقیقت اینه که من فقط می‌خواستم اینجا باشه
‫که مُردنش رو ببینم

14
00:00:30,030 --> 00:00:31,657
‫اگه الکس اینجا می‌بود، چرا باید بمیره؟

15
00:00:31,741 --> 00:00:35,161
‫چون در معرضِ نانوذرات سیانید قرار گرفته

16
00:00:35,244 --> 00:00:37,246
‫خودم با بخار بهش منتقل کردم

17
00:00:37,329 --> 00:00:39,290
‫- به کمک من نیاز دارن
‫- برای چه کاری؟

18
00:00:39,373 --> 00:00:41,000
‫نابودکردن «اسکورپیا»

19
00:00:41,083 --> 00:00:44,086
‫برو با خاک یکسانشون کن، ولی حتماً برگردی خونه

20
00:00:44,170 --> 00:00:46,797
‫اینجا کلی چیز انتظارت رو می‌کشه

21
00:00:55,097 --> 00:00:57,516
‫- مطمئنی تعقیب نشدید؟
‫- هیچ موردی نبود

22
00:01:05,524 --> 00:01:09,820
‫هرکس احساس نیاز کرد که به
‫طرف دیگه شلیک کنه، می‌تونم برم کنار

23
00:01:12,948 --> 00:01:14,283
‫«اسکورپیا» بهم دروغ گفت

24
00:01:16,911 --> 00:01:18,037
‫می‌دونم دروغ گفتن

25
00:01:18,704 --> 00:01:19,663
‫ما هم گفتیم

26
00:01:23,793 --> 00:01:24,627
‫متأسفم

27
00:01:26,712 --> 00:01:29,340
‫یک امپراتور رومی به‌نام مارکوس اورلیوس بود

28
00:01:30,382 --> 00:01:32,884
‫- کتابش رو بغل تختت داری
‫- بله

29
00:01:34,470 --> 00:01:38,182
‫اون گفته شرافتمندانه‌ترین انتقام اینه که شبیه دشمنت نشی
‫[ نقل‌قولی از همان کتاب «تأملات» ]

30
00:01:39,265 --> 00:01:40,935
‫پس خدا رو شکر که تو رو فرستادن

31
00:01:42,978 --> 00:01:45,189
‫ولی یه یخچال جدید بهم بدهکاری

32
00:01:45,856 --> 00:01:49,360
‫- چیزی هم که توش نیست حالا
‫- بیا. باید به کارمون برسیم

33
00:01:56,575 --> 00:01:58,828
‫پس تو و بابام با هم کار می‌کردید

34
00:02:00,329 --> 00:02:02,039
‫بله، من سرپرستش بودم

35
00:02:02,706 --> 00:02:03,833
‫تیم بودیم

36
00:02:04,917 --> 00:02:05,835
‫مثل الآن که با من تیمی؟

37
00:02:08,963 --> 00:02:10,339
‫مادرت رو هم می‌شناختم

38
00:02:11,173 --> 00:02:14,260
‫وقتی جان مأمور مخفی بود، من رابطش بودم

39
00:02:17,221 --> 00:02:19,682
‫وظیفه‌م این بود که از هر دو محافظت کنم

40
00:02:22,393 --> 00:02:23,644
‫تقصیر تو نبود

41
00:02:28,566 --> 00:02:30,484
‫زیاد به جفتشون فکر می‌کنم

42
00:02:31,944 --> 00:02:33,445
‫آدم‌های خوبی بودن

43
00:02:41,745 --> 00:02:43,956
‫می‌دونیم «اسکورپیا» یه شهر رو هدف گرفته

44
00:02:44,039 --> 00:02:46,959
‫اگه بفهمیم کدوم شهره، شانس زیادی هست که جلوشون رو بگیرید؟

45
00:02:47,042 --> 00:02:47,877
‫درسته

46
00:02:48,668 --> 00:02:50,462
‫خب، من نمی‌دونم کدوم شهره

47
00:02:51,297 --> 00:02:54,758
‫ولی این رو می‌دونم که جولیا راتمن
‫می‌خواست موقع رخدادش، من کنارش باشم

48
00:02:54,841 --> 00:02:57,511
‫اگه تو رو در جریانِ «شمشیر نامرئی» نذاشته،

49
00:02:57,595 --> 00:03:00,222
‫- پس تو رو اونجا می‌خواد چی‌کار؟
‫- دقیقاً نمی‌دونم

50
00:03:00,306 --> 00:03:01,807
‫ولی خیلی واضح بهم گفت

51
00:03:01,891 --> 00:03:04,560
‫خودش شخصاً اونجا خواهد بود
‫و می‌خواد من هم اونجا باشم

52
00:03:04,643 --> 00:03:06,270
‫محلی هم برای ملاقات داری؟

53
00:03:06,353 --> 00:03:08,731
‫نه، یه شماره برای استخراج اضطراری دارم

54
00:03:09,440 --> 00:03:11,984
‫فکر کنم باید باهاش تماس بگیریم تا برگردم به «اسکورپیا»

55
00:03:12,067 --> 00:03:14,445
‫اسمیترز، تو می‌تونی یه‌جور ردیاب برام جور کنی، نه؟

56
00:03:14,528 --> 00:03:16,864
‫آره، اگه قول بدی این دفعه همراهت نگهش داری

57
00:03:17,531 --> 00:03:19,783
‫- حتماً
‫- پس نقشه همینه

58
00:03:20,910 --> 00:03:22,202
‫یه فرار جسورانه می‌کنم،

59
00:03:22,286 --> 00:03:24,454
‫به شماره زنگ می‌زنم، خودم رو طرفِ جولیا قرار می‌دم،

60
00:03:24,538 --> 00:03:27,499
‫شماها هم همه‌ش رو ردیابی کنید
‫تا موقعیت دقیقش رو پیدا کنید

61
00:03:27,583 --> 00:03:28,876
‫می‌تونید برای کمک برسید

62
00:03:28,959 --> 00:03:35,090
‫قطعاً با فاصلۀ کمی پشت‌سرت ‫خواهیم بود اما بین ملاقات تو
‫با جولیا راتمن و رسیدن مأمورهای ما، یک تأخیر زمانی هست

63
00:03:35,174 --> 00:03:37,968
‫- چه‌جور تأخیری؟
‫- یکی‌دو دقیقه

64
00:03:42,430 --> 00:03:44,141
‫باید بدونی با چی روبه‌رویی

65
00:03:46,352 --> 00:03:47,770
‫«شمشیر نامرئی»

66
00:03:47,853 --> 00:03:49,897
‫یک سلاح دوبخشیه

67
00:03:49,980 --> 00:03:52,691
‫یک آلایندۀ هوابُرد و یک ماشۀ فنّاورانه

68
00:03:53,192 --> 00:03:55,611
‫این یک دستگاه افشاننده‌ست

69
00:03:55,694 --> 00:03:59,698
‫ما فکر می‌کنیم که ده‌ها یا شاید صدها از
این دستگاه ‫داخل شهرِ هدف مخفی شده باشه

70
00:04:00,282 --> 00:04:02,159
‫استنشاق این بخار

71
00:04:02,242 --> 00:04:05,120
‫دوز کشندۀ سیانید رو

72
00:04:05,829 --> 00:04:08,332
‫در اطراف بافت قلبی قربانی جمع می‌کنه

73
00:04:10,084 --> 00:04:12,419
‫این هم از این. بده تو

74
00:04:16,089 --> 00:04:19,343
‫حالا، دوز کشنده غیرفعال می‌مونه...

75
00:04:20,344 --> 00:04:22,053
‫در انتظار اینکه فعال بشه

76
00:04:23,222 --> 00:04:26,850
‫- و اگه استنشاقش کنی؟
‫- عملاً برای مرگ علامت‌گذاری شدی

77
00:04:30,896 --> 00:04:31,814
‫الکس؟

78
00:04:32,648 --> 00:04:33,691
‫چی شده؟

79
00:04:41,949 --> 00:04:43,200
‫وزیر کشور

80
00:04:43,283 --> 00:04:45,828
‫- چه کمکی ازمون ساخته‌ست؟
‫- می‌تونید اینجا رو تعطیل کنید

81
00:04:45,911 --> 00:04:47,162
‫ازحالابه‌بعد...

82
00:04:48,872 --> 00:04:50,916
‫سازمان شما به حالت تعلیق درمیاد

83
00:04:51,000 --> 00:05:02,000
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

84
00:05:36,336 --> 00:05:37,337
‫به اون دست نزن

85
00:05:37,880 --> 00:05:39,590
‫ما یک تهدید فعال داریم

86
00:05:39,673 --> 00:05:41,884
‫این سازمان داره طبق توافقمون بهش رسیدگی می‌کنه

87
00:05:41,967 --> 00:05:45,012
‫این سازمان آتش‌بیارِمعرکه شده

88
00:05:45,095 --> 00:05:47,723
‫شما راحت اعتراف کردید که دارید
‫بدون اطلاع دولت فعالیت می‌کنید

89
00:05:47,806 --> 00:05:50,726
‫اولین‌بار که تهدید رو دریافت کردیم،
‫نتونستید وضعیت رو مهار کنید

90
00:05:50,808 --> 00:05:53,020
‫نتونستید از جان بازیکنان تیم فوتبال محافظت کنید،

91
00:05:53,103 --> 00:05:55,856
‫و حالا ادعا می‌کنید که تمام مدت
‫یک مأمور در محل داشتید

92
00:05:56,440 --> 00:06:00,444
‫دیگه کافیه. شما باید عملیات‌ها رو تا بررسی کامل معلق کنید

93
00:06:00,527 --> 00:06:03,030
‫مشخصه که دسیسه چیدید
تا برامون پاپوش درست کنید

94
00:06:03,113 --> 00:06:05,657
‫من وقت ندارم که سپر بلای شما بشم

95
00:06:05,741 --> 00:06:07,785
‫مردم یک شهر قراره بمیرن

96
00:06:09,244 --> 00:06:10,913
‫دیگه کسی نمی‌تونه جلوی اون رو بگیره

97
00:06:10,937 --> 00:06:13,937
ترجمه از مرتضی لک‌زایی

98
00:06:14,041 --> 00:06:15,000
‫این‌طور نیست

99
00:06:16,418 --> 00:06:17,294
‫این کیه؟

100
00:06:17,377 --> 00:06:19,421
‫این مأمورِ در محل ماست

101
00:06:20,005 --> 00:06:21,048
‫الکس رایدر

102
00:06:21,715 --> 00:06:24,384
‫اون مأمور تویی؟ چند سالته؟

103
00:06:24,468 --> 00:06:26,095
‫اون مهم نیست

104
00:06:26,845 --> 00:06:28,555
‫اون رو توی «اسکورپیا» گذاشتید؟

105
00:06:28,639 --> 00:06:32,726
‫خودم به‌عنوان مأمور مخفی رفتم. و
‫می‌تونم کمکتون کنم جلوش رو بگیرید

106
00:06:33,727 --> 00:06:37,106
‫رئیس «اسکورپیا» جولیا راتمنه؛
‫بهم اعتماد داره. می‌تونم برم پیشش

107
00:06:37,189 --> 00:06:38,732
‫بهت اعتماد داره؟ چرا؟

108
00:06:46,406 --> 00:06:47,407
‫آه

109
00:06:48,992 --> 00:06:51,161
‫قاتل «اسکورپیا»یی که بهت سوءقصد کرد

110
00:06:52,246 --> 00:06:53,288
‫خیلی‌خب

111
00:06:56,542 --> 00:06:59,837
‫پس توی «اسکورپیا» جای‌گذاری شدی. کجا؟

112
00:07:01,088 --> 00:07:04,299
‫یه جا توی مالت. «ملِگاستو».
‫اما الآن اونجا رو تخلیه کرده‌ان

113
00:07:04,383 --> 00:07:09,221
‫- و این جولیا راتمن، کجاست؟
‫- اینجا توی بریتانیا. دیروز دیدمش

114
00:07:12,933 --> 00:07:14,601
‫پس چرا نگرفتیمش؟

115
00:07:14,685 --> 00:07:17,437
‫چرا الآن توی سلول در حال بازجویی‌شدن نیست؟

116
00:07:17,521 --> 00:07:20,607
‫- این یک وضعیت پیچیده و پویاست
‫- بذارید ببینم درست فهمیدم

117
00:07:20,691 --> 00:07:24,194
‫شما یک نوجوون که توی یه سازمان
‫تروریستی جای‌گذاری شده بود، داشتید

118
00:07:24,278 --> 00:07:27,281
‫نوجوونی که هیچ هشداری دربارۀ حمله به تیم فوتبال نداد

119
00:07:27,364 --> 00:07:29,908
‫- من از اون خبر نداشتم
‫- درعوض، اطلاعاتی دربارۀ

120
00:07:29,992 --> 00:07:33,078
‫یه مرکز آموزشی «اسکورپیا» می‌گیریم،
‫که خالی از آب درمیاد

121
00:07:33,162 --> 00:07:36,081
‫و حالا بهم می‌گی که اون‌ها اینجان،

122
00:07:36,165 --> 00:07:37,582
‫منتها نمی‌دونی کجا

123
00:07:37,666 --> 00:07:39,585
‫می‌تونم یک‌راست پیش اون ببرمتون

124
00:07:40,294 --> 00:07:42,504
‫می‌خواد موقع رخ‌دادنِ «شمشیر نامرئی» اونجا باشم

125
00:07:42,588 --> 00:07:45,591
‫اوه، چقدر خوب. ولی می‌دونی
‫من با این مسئله مشکل دارم

126
00:07:46,133 --> 00:07:50,095
‫چرا باید برای رئیس «اسکورپیا» آوردنِ
‫یه نوجوون به‌عنوان همراهش مهم باشه؟

127
00:07:54,141 --> 00:07:56,518
‫تو یه مأمورِ در محل نیستی

128
00:07:57,811 --> 00:08:00,063
‫تو تله‌ای هستی که هر لحظه ممکنه عمل کنی

129
00:08:01,148 --> 00:08:04,193
‫- ما هم دیگه توی تله‌ای نمی‌افتیم
‫- من می‌تونم کمکتون کنم

130
00:08:07,154 --> 00:08:09,489
‫فوراً به «داوْنینگ استریت» (دفتر نخست‌وزیر) گزارش بدید

131
00:08:09,573 --> 00:08:13,243
‫- کجا می‌بریدش؟
‫- افراد من به بقیه‌ش رسیدگی می‌کنن

132
00:08:24,379 --> 00:08:25,380
‫برید

133
00:08:26,840 --> 00:08:28,258
‫کشتی رو غرق کن

134
00:08:29,760 --> 00:08:31,053
‫برو، برو

135
00:08:44,942 --> 00:08:46,902
‫می‌دونید که چی در معرض خطره، نه؟
مردم قراره بمیرن

136
00:08:46,985 --> 00:08:49,154
‫کافیه. برای بازپرسی ببریدش پنینگتون

137
00:08:49,238 --> 00:08:50,697
‫مأمور من رو تحویل بده

138
00:08:52,282 --> 00:08:56,870
‫مسخره‌بازی نکن. نکنه می‌خوای
‫به یه وزیر دولت شلیک کنی؟

139
00:08:56,954 --> 00:08:58,330
‫قطعاً نه

140
00:08:59,957 --> 00:09:01,667
‫الکس، راه بیفت

141
00:09:03,585 --> 00:09:06,296
‫- تو الآن فاتحۀ دورۀ کاری‌ت رو خوندی
‫- باهاش کنار میام

142
00:09:39,413 --> 00:09:40,831
‫سیستم پاک شد

143
00:09:55,429 --> 00:09:59,016
‫- در چه حالیم؟
‫- منتظر تماس از رئیس ام‌آی۵ هستم

144
00:10:19,161 --> 00:10:20,287
‫این‌ها چیه؟

145
00:10:21,288 --> 00:10:22,956
‫همیشه خوبه که یه زاپاس داشته باشی

146
00:10:35,344 --> 00:10:36,595
‫این رو قورت بده لطفاً

147
00:10:38,805 --> 00:10:41,933
‫- و این...؟
‫- دستگاه ردیابی که خواسته بودی

148
00:10:42,017 --> 00:10:45,395
‫مطمئناً بازرسی بدنی‌ت می‌کنن،
‫ولی تا رودۀ کوچیکت پیش نمی‌رن

149
00:10:52,611 --> 00:10:53,987
‫سؤالی هست؟

150
00:10:55,530 --> 00:10:59,368
‫وقتی فعالش کنن، چقدر طول می‌کشه؟
‫یعنی درجا عمل می‌کنه؟

151
00:10:59,451 --> 00:11:02,954
‫مدتی طول می‌کشه تا ریزموج‌ها
‫روکش نانوذرات رو مرتعش و جدا کنن،

152
00:11:03,038 --> 00:11:04,873
‫پس یه اثر تجمعی وجود داره

153
00:11:05,374 --> 00:11:06,750
‫برای هرکی که تحت‌تأثیر قرار گرفته،

154
00:11:06,833 --> 00:11:12,214
‫برآوردمون اینه که شاید دو یا سه دقیقه ‫از
فعال‌شدن ماشه تا آزادشدن دوز کشنده طول بکشه

155
00:11:12,297 --> 00:11:15,175
‫قبل از اون، درد قفسۀ سینه، آریتمی،

156
00:11:16,051 --> 00:11:17,427
‫بیهوشی حتی

157
00:11:17,511 --> 00:11:21,306
‫اما اگه فرستنده به‌موقع خاموش بشه،
‫احتمالاً همۀ این‌ها قابل‌بهبودن

158
00:11:23,225 --> 00:11:27,479
‫- پس اگه فعال بشه و شما اون‌موقع اونجا نباشید...
‫- تا سه دقیقه فرصت داری

159
00:11:28,355 --> 00:11:29,231
‫وقت رفتنه

160
00:11:29,314 --> 00:11:30,607
‫- صبر کنید
‫- چیه؟

161
00:11:30,690 --> 00:11:31,775
‫می‌شه از گوشی‌ت استفاده کنم؟

162
00:11:31,858 --> 00:11:33,693
‫- وقت نیست
‫- سریع میام

163
00:11:51,837 --> 00:11:54,047
‫- الو؟
‫- جک، سلام

164
00:11:55,173 --> 00:11:57,717
‫الکس. حالت چطوره؟

165
00:11:58,260 --> 00:11:59,094
‫خوب

166
00:12:01,638 --> 00:12:03,014
‫آره، یه نقشه داریم

167
00:12:03,515 --> 00:12:04,766
‫نقشه خوبه

168
00:12:04,850 --> 00:12:07,436
‫حالا اون قسمتش که به‌سلامت میای خونه چی؟

169
00:12:12,274 --> 00:12:14,067
‫اول باید یه کاری بکنم

170
00:12:15,110 --> 00:12:19,406
‫کاش مجبور نبودم، ولی اگه این کار رو نکنم، کلی آدم...

171
00:12:21,491 --> 00:12:22,576
‫باید انجامش بدم

172
00:12:25,120 --> 00:12:26,746
‫فقط خواستم بگم...

173
00:12:28,498 --> 00:12:29,666
‫ممنون

174
00:12:31,751 --> 00:12:32,586
‫برای چی؟

175
00:12:38,175 --> 00:12:39,384
‫که بهم باور داشتی

176
00:12:41,595 --> 00:12:42,721
‫دوستت دارم، جک

177
00:12:43,597 --> 00:12:46,558
‫تام و کایرا هم اینجان. می‌ذارمت روی بلندگو، باشه؟

178
00:12:47,225 --> 00:12:48,894
‫عجیب‌غریب شده

179
00:12:49,769 --> 00:12:50,979
‫خوبی، رفیق؟

180
00:12:54,733 --> 00:12:57,569
‫تام. آره. من...

181
00:13:00,822 --> 00:13:02,115
‫جناب جاسوس؟ حالت خوبه؟

182
00:13:07,412 --> 00:13:08,246
‫الکس؟

183
00:13:09,623 --> 00:13:10,457
‫هستم

184
00:13:13,668 --> 00:13:16,588
‫باز شروع کردی. چی رو داری مخفی می‌کنی؟

185
00:13:20,050 --> 00:13:22,260
‫باید برم. من...

186
00:13:25,180 --> 00:13:26,932
‫شرمنده. خداحافظ

187
00:13:54,960 --> 00:13:55,794
‫آماده‌ای؟

188
00:13:59,631 --> 00:14:00,465
‫آماده‌ام

189
00:14:13,520 --> 00:14:14,354
‫بله؟

190
00:14:19,484 --> 00:14:23,321
‫- از خودت راضی به نظر می‌رسی
‫- مولدهای برق نصب شده‌ان،

191
00:14:24,197 --> 00:14:27,033
‫کابل‌های برق و کنترل بسامد
‫در جای خودشون قرار دارن

192
00:14:27,534 --> 00:14:30,453
‫می‌تونی بسامد دقیق رو از اتاق فرمان تنظیم کنی،

193
00:14:30,537 --> 00:14:32,372
‫و تا جای ممکن کُشته بگیری

194
00:14:32,998 --> 00:14:33,832
‫پس...

195
00:14:35,165 --> 00:14:36,418
‫باید راضی باشم؟

196
00:14:38,169 --> 00:14:40,130
‫فکر کنم همین یه بار مشکلی نداره

197
00:14:40,672 --> 00:14:43,925
‫فرستنده رو تا آخرین لحظه مخفی نگه دار

198
00:14:44,009 --> 00:14:47,345
‫نمی‌خوام کسی ببیندش و فکری
‫به سرش بزنه. صبر می‌کنیم تا...

199
00:14:56,938 --> 00:14:58,815
‫- بله؟
‫- منم

200
00:15:00,442 --> 00:15:01,526
‫الکس

201
00:15:04,946 --> 00:15:06,114
‫کجایی؟

202
00:15:06,238 --> 00:15:07,091
« ردیابی »

203
00:15:07,115 --> 00:15:09,659
‫- چطور تماس گرفتی؟
‫- زدم بیرون

204
00:15:10,410 --> 00:15:12,537
‫به استخراج نیاز دارم، همین الآن

205
00:15:12,621 --> 00:15:14,456
همون‌جایی که هستی بمون

206
00:15:26,051 --> 00:15:27,385
‫سیگنال خوب و تمیز

207
00:15:28,178 --> 00:15:29,220
‫بدون تحرک

208
00:15:51,284 --> 00:15:52,661
‫هدف شناسایی شد

209
00:16:06,341 --> 00:16:09,177
‫در حال حرکت. سوار خودرو شد. به‌سمت غرب

210
00:16:09,260 --> 00:16:10,387
‫تمام واحدها برن

211
00:16:13,598 --> 00:16:15,600
‫گرفتیمش. به سمت ما عازمه

212
00:16:18,311 --> 00:16:19,896
‫شخصاً بهش رسیدگی کن

213
00:16:39,082 --> 00:16:41,626
‫اون قبلاً هم توی شرایط سختی بوده، نه؟

214
00:16:43,169 --> 00:16:44,587
‫همیشه هم از پسش برمیاد

215
00:16:46,047 --> 00:16:46,965
‫اون الکسه

216
00:16:50,802 --> 00:16:53,638
‫- گفتی دیشب حالش خوب بود
‫- آره

217
00:16:54,264 --> 00:16:56,683
‫مصمم و آماده به نظر می‌رسید

218
00:16:57,475 --> 00:16:59,686
‫گفت می‌خواد «اسکورپیا» رو نابود کنه

219
00:16:59,769 --> 00:17:02,814
‫به نظر نمی‌رسید توی شرایط سختی باشه. به نظر...

220
00:17:03,940 --> 00:17:04,773
‫بگو

221
00:17:08,069 --> 00:17:10,739
‫به نظر می‌رسید که می‌دونست قرار نیست برگرده

222
00:17:11,865 --> 00:17:13,742
‫بهم گفت دوستم داره

223
00:17:15,326 --> 00:17:17,454
‫اوه، بی‌خیال

224
00:17:20,080 --> 00:17:22,541
‫- چی‌کار می‌کنی؟
‫- به همون شماره زنگ می‌زنم

225
00:17:30,425 --> 00:17:32,135
‫اسلاوْ و ردینگ امنه

226
00:17:32,218 --> 00:17:36,389
‫همچنان می‌تونه سوئیندن،
‫چلتنهام، بَث، یا سالزبری باشه

227
00:17:36,890 --> 00:17:38,600
‫خب، به‌زودی می‌فهمیم

228
00:17:47,734 --> 00:17:48,610
‫جونز

229
00:17:49,277 --> 00:17:50,487
‫الکس همراه شماست؟

230
00:17:51,488 --> 00:17:53,198
‫کایرا، الآن نمی‌تونم حرف بزنم

231
00:17:53,281 --> 00:17:55,158
‫چرا، می‌تونی. یه اتفاقی افتاده

232
00:17:55,241 --> 00:17:59,245
‫- دیشب الکس خوب بود. یه نقشه داشت
‫- هنوز هم داره. الآن داره به‌سمتش می‌ره

233
00:17:59,329 --> 00:18:01,372
‫منتها الآن فکر نمی‌کنه برگرده

234
00:18:01,456 --> 00:18:03,666
‫کایرا، اون فقط داره ما رو هدایت می‌کنه.
‫این فکر خودش بود

235
00:18:03,750 --> 00:18:06,377
‫پس بین دیشب و الآن یه چیزی تغییر کرده

236
00:18:06,461 --> 00:18:08,588
‫درست قبل از اینکه به ما زنگ
‫بزنه، مشغول چه کاری بودید؟

237
00:18:10,507 --> 00:18:13,051
‫- مأموریت رو مرور می‌کردیم
‫- دقیقاً چی؟

238
00:18:13,134 --> 00:18:14,552
‫بهش چی گفتید؟

239
00:18:16,429 --> 00:18:19,808
‫کایرا، مجبورم بعداً باهات تماس بگیرم.
‫الکس طوری‌ش نمی‌شه. حواسمون بهش هست

240
00:18:19,891 --> 00:18:21,434
‫نه...

241
00:18:31,694 --> 00:18:33,905
‫درست قبل از اینکه الکس خواست گوشی من رو قرض بگیره...

242
00:18:33,988 --> 00:18:36,783
‫می‌خواست بدونه چقدر طول می‌کشه که سم اثر کنه

243
00:18:43,122 --> 00:18:46,084
‫فکر می‌کنم الکس در معرضِ نانوذرات قرار گرفته

244
00:18:47,168 --> 00:18:48,628
‫چرا باید همچین کاری کنن؟

245
00:18:50,046 --> 00:18:51,548
‫مگه اون رو از خودشون نمی‌دونن؟

246
00:18:55,552 --> 00:18:58,054
‫این فقط انتقام از «سازمان» نیست

247
00:19:00,640 --> 00:19:01,683
به الکس مربوط می‌شه

248
00:19:03,351 --> 00:19:05,019
‫می‌خواد مُردنش رو تماشا کنه

249
00:19:06,813 --> 00:19:08,189
‫چطور می‌تونیم بهش هشدار بدیم؟

250
00:19:08,773 --> 00:19:10,316
‫خودش از قبل می‌دونه

251
00:19:10,400 --> 00:19:11,860
‫باوجوداین می‌خواد انجامش بده

252
00:19:51,316 --> 00:19:52,150
‫این چه کاریه؟

253
00:19:56,446 --> 00:19:58,698
‫فکر می‌کردم قراره ببریدم پیش خانم راتمن

254
00:20:00,074 --> 00:20:01,784
‫اون الآن به تو مربوط نیست

255
00:20:01,868 --> 00:20:04,120
‫چیزی که بهت مربوطه اینه که
‫توضیح بدی این مدت کجا بودی

256
00:20:06,956 --> 00:20:08,416
‫اوضاع به هم ریخت، باشه؟

257
00:20:09,250 --> 00:20:11,711
‫ولی موفق شدم. مأموریت رو کامل کردم

258
00:20:11,794 --> 00:20:13,004
‫تو مأموریتت رو خراب کردی

259
00:20:13,087 --> 00:20:14,255
‫جونز مُرده، نه؟

260
00:20:14,339 --> 00:20:15,965
‫بعدش تو گیر افتادی

261
00:20:16,049 --> 00:20:18,843
‫و ۳۲ ساعت رو تنها با «سازمان» گذروندی

262
00:20:18,927 --> 00:20:21,179
‫اون‌ها هم راحت ولت کردن؟

263
00:20:21,262 --> 00:20:22,347
‫خنگ‌بازی درنیار

264
00:20:22,430 --> 00:20:23,514
‫فرار کردم

265
00:20:24,140 --> 00:20:25,725
‫چطور دقیقاً؟

266
00:20:30,688 --> 00:20:31,981
‫سروکلۀ ام‌آی۵ پیدا شد

267
00:20:33,024 --> 00:20:36,444
‫گفتن چون یه مأمور «سازمان» رو
‫کُشتم، جانب‌دارانه برخورد می‌کنن،

268
00:20:36,945 --> 00:20:38,655
‫نباید بازجویی رو خودشون انجام بدن

269
00:20:41,741 --> 00:20:44,577
‫- ادامه بده
‫- داشتن منتقلم می‌کردن

270
00:20:45,161 --> 00:20:47,789
‫یه جایی به‌اسم پنینگتون

271
00:20:49,457 --> 00:20:50,917
‫یه مرکز ام‌آی۵ـه

272
00:20:52,377 --> 00:20:55,046
‫پس بهم دستبند زدن، توی ماشین بغل دو تا مأمور گذاشتنم

273
00:20:55,129 --> 00:20:56,923
‫منتظر موقعیت مناسب شدم

274
00:20:57,757 --> 00:21:00,885
‫دست‌هام رو باز کردم، دست انداختم دور صورت راننده،

275
00:21:01,636 --> 00:21:02,553
‫و تصادف کردیم

276
00:21:07,558 --> 00:21:08,810
‫چه خوب

277
00:21:09,477 --> 00:21:10,895
‫نه برای مأمورها

278
00:21:10,979 --> 00:21:12,397
‫کمربندهاشون رو باز کرده بودم

279
00:21:19,779 --> 00:21:23,199
‫این‌ها رو بپوش. هرچی تنته رو بذار روی زمین

280
00:21:24,283 --> 00:21:25,827
‫واقعاً بهم اعتماد نداری، درسته؟

281
00:21:27,537 --> 00:21:28,579
‫سریع باش

282
00:21:28,663 --> 00:21:30,164
‫خانم راتمن منتظره

283
00:22:00,903 --> 00:22:01,738
‫وضعیت

284
00:22:01,821 --> 00:22:04,699
قفل و سیستم آماده‌ست، خانم راتمن

285
00:22:05,783 --> 00:22:06,743
‫وقتشه

286
00:22:07,243 --> 00:22:08,327
‫مجموعه رو آماده کنید

287
00:22:36,898 --> 00:22:39,525
‫- داریم پارازیت دریافت می‌کنیم
‫- چیه؟

288
00:22:39,609 --> 00:22:41,903
‫یه‌جور مسدودکنندۀ ارتباطاته

289
00:22:41,986 --> 00:22:44,322
‫هدفمند و سازگار با تغییر بسامد

290
00:22:44,405 --> 00:22:46,240
‫«اسکورپیا» حتماً نزدیک محل قرارش داده

291
00:22:46,324 --> 00:22:47,575
‫پس خودشه

292
00:22:47,658 --> 00:22:48,868
‫شهر بَث هدفه

293
00:22:48,951 --> 00:22:50,328
‫بله، قطعاً

294
00:22:50,411 --> 00:22:53,581
‫هجده دقیقه. هیچ راهی برای تخلیۀ شهر نیست

295
00:22:54,332 --> 00:22:56,542
‫نه. یک موقعیت مشخص می‌خوایم

296
00:22:56,626 --> 00:22:58,252
فرستنده رو باید پیدا کنیم

297
00:23:01,714 --> 00:23:02,548
از دست رفت

298
00:23:04,550 --> 00:23:07,345
‫می‌تونم مسدودکننده رو ردیابی و هک کنم، ولی وقت نیست

299
00:23:07,428 --> 00:23:09,222
‫اگه موقع فعال‌شدن، الکس هر جایی نزدیک اون فرستنده باشه،

300
00:23:09,305 --> 00:23:11,808
‫- مثل یه پتک بهش ضربه می‌زنه
‫- یه ماشین آماده‌باش می‌ذارم

301
00:23:11,891 --> 00:23:14,644
‫می‌تونیم به‌محض رسیدن،
‫بیاریمش بیرون و از خطر خارجش کنیم

302
00:23:14,727 --> 00:23:16,687
‫ولی یه موقعیت می‌خوایم

303
00:23:16,771 --> 00:23:20,733
‫بلندترین ساختمون توی پُرجمعیت‌ترین منطقۀ شهری کدومه؟

304
00:23:20,817 --> 00:23:25,863
‫آم... بارکلی هاوْس، ۱۲طبقه، ۳۶ متر.
‫ولی خیلی جنوبیه

305
00:23:25,947 --> 00:23:29,200
‫رُزول کورت خیلی مرکزی‌تره، ۲۷ متر

306
00:23:29,283 --> 00:23:32,203
‫ولی وقت کافی نداریم، خیلی با هم
‫فاصله دارن، نمی‌شه هر دو رو رفت

307
00:23:32,286 --> 00:23:34,705
‫پس از اون‌سرِ دیگه می‌ریم

308
00:23:34,789 --> 00:23:37,333
‫بلندترین ساختمون بَث «برج اَبی»ـه

309
00:23:37,416 --> 00:23:39,460
‫درست در مرکز شهره

310
00:23:40,294 --> 00:23:43,548
‫۴۹ متر. راست می‌گه. موقعیت عالی‌ایه

311
00:23:44,173 --> 00:23:45,842
‫باید «اَبی» باشه

312
00:24:32,096 --> 00:24:32,930
‫بیا

313
00:24:38,227 --> 00:24:41,355
‫اتصال پایدار. برق در مجموعه در جریانه

314
00:24:41,939 --> 00:24:43,399
‫سیستم رو آنلاین کن

315
00:25:13,638 --> 00:25:15,181
‫سیستم آماده شد

316
00:25:20,061 --> 00:25:22,188
‫یکی اومده دیدنتون

317
00:25:22,897 --> 00:25:26,567
‫الکس. نگرانم کردی. فکر نمی‌کردم بتونی بیای

318
00:25:26,651 --> 00:25:29,403
‫حالا اینجام. همون‌طور که خواستی

319
00:25:33,532 --> 00:25:36,118
‫- درست به‌موقع
‫- آره

320
00:25:36,702 --> 00:25:38,829
‫دلم نمی‌خواست «شمشیر نامرئی» رو از دست بدم

321
00:25:40,623 --> 00:25:42,166
‫پس این اتاق فرمانه، آره؟

322
00:25:45,294 --> 00:25:46,545
‫و خود وسیله؟

323
00:25:47,088 --> 00:25:48,506
‫مجموعۀ فرستنده

324
00:25:50,007 --> 00:25:51,467
‫که بالای برجه؟

325
00:25:51,550 --> 00:25:53,302
‫مشرف به کل شهر؟

326
00:25:53,928 --> 00:25:55,221
‫خودِ خودشه

327
00:25:55,304 --> 00:25:56,973
‫یک نمای عالی و سراسرنما

328
00:25:59,558 --> 00:26:01,060
‫واقعاً می‌خوای این کار رو بکنی؟

329
00:26:01,936 --> 00:26:03,854
‫مردم کل یک شهر رو از بین ببری؟

330
00:26:05,231 --> 00:26:07,692
‫جالبه، مکس هم همین رو گفت

331
00:26:09,235 --> 00:26:10,903
‫پس بیخود نبود که دادی بکُشنش

332
00:26:15,283 --> 00:26:16,784
‫فقط یه مسئله هست ولی

333
00:26:17,285 --> 00:26:20,496
‫یادم نمیاد بهت گفته باشم
‫«شمشیر نامرئی» یه شهر رو از بین می‌بره

334
00:26:21,998 --> 00:26:23,124
‫من رو که می‌شناسی

335
00:26:24,000 --> 00:26:25,126
‫گیرایی‌م بالاست

336
00:26:28,546 --> 00:26:30,840
‫- بازرسی‌ش کردید؟
‫- پاکه

337
00:26:32,258 --> 00:26:34,552
‫همون‌طور که گفتی به اون شماره زنگ زدم

338
00:26:35,094 --> 00:26:36,470
‫حالا کنارتم، نه؟

339
00:26:37,179 --> 00:26:39,432
‫با خودم گفتم خیلی برات مهم بود

340
00:26:41,809 --> 00:26:42,727
‫خبر داره

341
00:26:51,235 --> 00:26:52,069
‫وقتشه

342
00:26:53,529 --> 00:26:54,488
‫آره

343
00:26:55,656 --> 00:26:57,908
‫تو عاشقش بودی

344
00:26:57,992 --> 00:26:58,826
‫چی؟

345
00:26:59,618 --> 00:27:00,703
‫پدرم

346
00:27:01,871 --> 00:27:04,498
‫به خودت اجازه دادی عاشق بشی

347
00:27:05,916 --> 00:27:08,419
‫اون هیچ اهمیتی نداشت. یه مأمور مثل بقیه

348
00:27:09,962 --> 00:27:12,923
‫به‌عنوان رئیس «اسکورپیا»،
‫واقعاً دروغ‌گوی افتضاحی هستی

349
00:27:13,799 --> 00:27:15,593
‫به‌نظر من که عاشقش شدی

350
00:27:17,094 --> 00:27:18,095
‫اشتباه بزرگی کردی

351
00:27:18,929 --> 00:27:21,182
‫چون ما نباید احساسات داشته باشیم، درسته؟

352
00:27:21,265 --> 00:27:22,850
‫مانع می‌شن
‫[ اشاره به دقیقۀ ۳۱ قسمت چهارم همین فصل ]

353
00:27:25,728 --> 00:27:28,064
‫پس وقتی فهمیدی که تو رو بازی داده...

354
00:27:28,147 --> 00:27:29,315
‫- خفه شو!
‫- اوه، نه، نه

355
00:27:29,398 --> 00:27:32,860
‫چون فقط بازی‌ت نداد، مگه نه؟
‫ازت استفاده کرد

356
00:27:33,361 --> 00:27:35,363
‫و روحت هم خبر نداشت

357
00:27:35,446 --> 00:27:36,864
‫حالا اون مُرده

358
00:27:36,947 --> 00:27:38,574
‫مادر هرزه‌ت هم همین‌طور

359
00:27:38,657 --> 00:27:39,867
‫ولی من هنوز اینجام

360
00:27:39,950 --> 00:27:42,328
‫آره، ولی حتماً زخم عمیقی برداشته، نه؟

361
00:27:43,037 --> 00:27:44,955
‫وقتی فهمیدی که هیچ‌وقت خاص نبودی

362
00:27:45,873 --> 00:27:48,209
‫فقط قابل‌استفاده بودی

363
00:27:50,211 --> 00:27:52,922
‫وقتشه. خانم راتمن، داره حواستون رو پرت می‌کنه

364
00:27:55,424 --> 00:27:56,342
‫خیلی خوب

365
00:27:57,218 --> 00:27:59,804
‫ولی مثل پدرت، نه به‌اندازۀ کافی

366
00:28:00,304 --> 00:28:02,098
‫فرستنده رو فعال کن

367
00:28:23,452 --> 00:28:26,997
‫- دِیو، حالت خوبه؟
‫- آره، آره، آره، فقط...

368
00:28:32,586 --> 00:28:33,754
‫یکی کمک می‌کنه؟

369
00:28:33,838 --> 00:28:35,214
‫یکی کمک می‌کنه؟

370
00:28:51,730 --> 00:28:52,606
‫درد داره؟

371
00:28:54,316 --> 00:28:56,068
‫آره، درد داره

372
00:29:00,114 --> 00:29:00,990
‫دیگه چیزی نمونده

373
00:29:01,907 --> 00:29:04,201
‫ازاونجایی که گیرایی‌ت خیلی بالاست،

374
00:29:04,702 --> 00:29:06,996
‫تصور می‌کنم که الآن می‌دونی چی داره سرت میاد

375
00:29:08,038 --> 00:29:10,249
‫مسکن، آره؟ حقّۀ خوبی بود

376
00:29:11,375 --> 00:29:12,793
‫نمی‌تونی متوقفش کنی

377
00:29:13,502 --> 00:29:15,421
‫پیشانۀ فرمان الآن دیگه قفل شده

378
00:29:15,504 --> 00:29:18,215
‫من به فرصت مجدد اعتقاد ندارم

379
00:29:18,299 --> 00:29:20,468
‫به‌همین‌خاطر دادم پدرومادرت رو بکُشن

380
00:29:20,551 --> 00:29:22,720
‫و به‌همین‌خاطر تو هم الآن داری می‌میری

381
00:29:22,803 --> 00:29:26,098
‫یه چیزی درونت که ناپیداست، داره می‌کُشدت

382
00:29:27,975 --> 00:29:31,937
‫یه چیزی درونم که ناپیداست، تو رو هم می‌کُشه

383
00:29:49,580 --> 00:29:51,373
‫بخوابید زمین!

384
00:30:08,140 --> 00:30:10,309
‫الکس! الکس!

385
00:30:10,809 --> 00:30:14,438
‫اینجا رو بذار به عهدۀ ما. تو باید
‫از محدودۀ فرستنده خارج بشی

386
00:30:17,691 --> 00:30:21,028
‫یه ماشین بیرون منتظرته. بدو!

387
00:30:28,661 --> 00:30:29,703
‫الکس!

388
00:30:29,787 --> 00:30:31,872
‫الکس، از اینجا برو!

389
00:30:31,956 --> 00:30:32,790
‫جلوش رو بگیرید!

390
00:30:33,374 --> 00:30:34,416
‫جلوش رو بگیرید!

391
00:32:14,433 --> 00:32:16,810
‫عقب نگهشون دارید. به هر قیمتی شده

392
00:32:16,894 --> 00:32:19,229
‫- داره فرار می‌کنه!
‫- هدف در حرکته

393
00:32:20,773 --> 00:32:22,358
‫موضع‌ها رو حفظ کنید، بچه‌ها!

394
00:32:23,692 --> 00:32:24,777
‫همه‌ش همین بود؟

395
00:32:25,778 --> 00:32:27,071
‫پا شو

396
00:33:21,542 --> 00:33:23,419
‫تو باید مُرده باشی

397
00:33:24,128 --> 00:33:26,171
‫شرمنده ناامیدت کردم. اسلحه رو بنداز

398
00:33:27,506 --> 00:33:30,884
‫نمی‌تونی متوقفش کنی. من دیگه برنده شدم

399
00:33:30,968 --> 00:33:32,344
‫پس چرا داری فرار می‌کنی؟

400
00:34:17,097 --> 00:34:18,056
‫فرصت آخر

401
00:34:20,350 --> 00:34:22,686
‫ازش خوشت میاد، مگه نه؟

402
00:34:24,062 --> 00:34:25,313
‫آره، استثناییه

403
00:34:25,397 --> 00:34:26,273
‫چی؟

404
00:34:27,274 --> 00:34:28,275
‫الکس

405
00:34:30,027 --> 00:34:31,277
‫اون هم قراره بمیره

406
00:34:32,029 --> 00:34:33,572
‫عین بقیه

407
00:34:35,282 --> 00:34:39,495
‫واقعاً طاقتش رو داری که یه بچۀ دیگه رو از دست بدی؟

408
00:34:41,371 --> 00:34:43,706
‫شاید مجبور بشی جسدش رو شناسایی کنی

409
00:34:44,792 --> 00:34:47,210
‫برای جان نتونستی همچین کاری بکنی، مگه نه؟

410
00:34:48,253 --> 00:34:50,130
‫هیچی نمونده

411
00:34:51,757 --> 00:34:57,429
‫فقط حیف که خیلی‌خیلی دلم
‫می‌خواست اونجا باشم که ببینمش

412
00:35:28,043 --> 00:35:29,962
‫هر دو می‌دونیم که از پسش برنمیای

413
00:35:32,005 --> 00:35:33,215
‫تو قاتل نیستی

414
00:35:34,883 --> 00:35:35,843
‫ولی من هستم

415
00:35:36,343 --> 00:35:38,262
‫پس فقط یک سرانجام برای این وضعیت وجود داره

416
00:35:42,349 --> 00:35:43,559
‫زیاد مطمئن نباش

417
00:35:54,736 --> 00:35:55,696
‫خطا زدی

418
00:35:58,031 --> 00:35:59,491
‫هدفم تو نبودی

419
00:36:09,376 --> 00:36:11,378
‫- از جات تکون نخور!
‫- بی‌حرکت!

420
00:36:29,479 --> 00:36:31,565
‫جسد رو پیدا کنید. خاطرجمع بشید که مُرده

421
00:37:39,633 --> 00:37:41,385
‫اوه، اون برگشته

422
00:37:42,260 --> 00:37:44,805
‫- اوه‌اوه! حالت خوبه؟
‫- آره

423
00:37:44,888 --> 00:37:45,847
‫- مطمئنی؟
‫- آره

424
00:37:45,931 --> 00:37:46,932
‫دردت میاد یا...

425
00:37:47,015 --> 00:37:48,934
‫- نه، مشکلی نیست
‫- اوه، خوبه

426
00:37:52,980 --> 00:37:54,106
‫عجب ظاهری

427
00:37:55,273 --> 00:37:58,026
‫به تو نمیاد، ولی قابل‌تقدیره که امتحان کردی

428
00:37:58,110 --> 00:37:59,611
‫- قشنگه، احسنت
‫- مرسی

429
00:37:59,695 --> 00:38:00,779
‫اوه

430
00:38:00,862 --> 00:38:02,698
‫- حالت خوبه؟
‫- حالم خوبه. خوبم

431
00:38:04,074 --> 00:38:05,450
‫وایسا. خیلی‌خب. له شدم

432
00:38:06,034 --> 00:38:08,495
‫ببخشید. چی شد؟

433
00:38:09,121 --> 00:38:10,664
‫«شمشیر نامرئی» رو متوقف کردم

434
00:38:11,415 --> 00:38:13,041
‫و جولیا راتمن مُرده

435
00:38:13,834 --> 00:38:16,586
‫لپ‌تاپش افتاد دست «سازمان». پرونده‌های
‫تمام اعضای «اسکورپیا» توش بود،

436
00:38:16,670 --> 00:38:19,631
‫پس حالا می‌دونیم کی‌ان و کجا زندگی می‌کنن

437
00:38:19,715 --> 00:38:21,550
‫می‌دونستم از پسش برمیای

438
00:38:21,633 --> 00:38:23,552
‫صادقانه، رفیق، دیگه وقتشه

439
00:38:23,635 --> 00:38:26,596
‫یعنی می‌دونی، نه‌فقط بازداشتن آدم‌بدها،

440
00:38:26,680 --> 00:38:29,224
‫بلکه هروقت تنها می‌ری، قشنگ کُشت‌وکُشتار می‌شه

441
00:38:29,307 --> 00:38:31,476
‫فکر کنم بهتره یه‌کم اینجا نگهت داریم

442
00:38:31,935 --> 00:38:32,894
‫شکستشون دادی؟

443
00:38:36,940 --> 00:38:38,025
‫پایان «اسکورپیا»

444
00:38:39,151 --> 00:38:40,777
‫همون‌طور که می‌خواستیم، نه؟

445
00:38:42,779 --> 00:38:43,613
‫آره

446
00:38:48,827 --> 00:38:49,661
‫اوه...

447
00:38:51,830 --> 00:38:56,501
‫اوه. نه، نه، راحت باشید. همه‌چی ردیفه. فقط جالبه

448
00:38:56,585 --> 00:38:57,878
‫باشه، باشه، باشه

449
00:38:57,961 --> 00:38:59,588
‫- بیا سَروروت رو تمیز کنیم
‫- آروم باش

450
00:38:59,671 --> 00:39:02,549
‫نه، من آرومم. من آرومم، رئیس. خوش بگذره

451
00:39:02,632 --> 00:39:04,051
‫- تو خبر داشتی؟
‫- چی رو؟

452
00:39:04,134 --> 00:39:07,012
‫- از اون دو تا. گرفتن دست همدیگه و...
‫- چرا همچین کاری کردی؟

453
00:39:07,512 --> 00:39:10,599
‫من کاری نکردم. من مسئول واکنش‌هام نیستم

454
00:39:10,682 --> 00:39:13,977
‫- خدایی؟ دوباره بدون کاسه؟
‫- من یه تماشاچی مظلومم. گشنه‌مه

455
00:39:14,561 --> 00:39:17,189
‫همه دارن به خواسته‌شون می‌رسن، بذار برشتوکم رو بخورم

456
00:39:19,566 --> 00:39:21,276
‫امروز صحنه‌های دردناکی

457
00:39:21,359 --> 00:39:23,070
‫در ظهر باث رخ داد،

458
00:39:23,153 --> 00:39:25,572
‫چراکه نشت مواد شیمیایی در جادۀ A46

459
00:39:25,655 --> 00:39:29,076
‫باعث تنگی نفس و درد قفسۀ سینۀ گسترده شد

460
00:39:29,159 --> 00:39:31,620
‫اما خدمات اورژانس به‌سرعت واکنش نشان دادند،

461
00:39:31,703 --> 00:39:34,122
‫و گفته شد که علائم در عرض چند دقیقه کاهش یافت

462
00:39:34,206 --> 00:39:35,916
‫شاهدان عینی گفتند که این...

463
00:39:38,043 --> 00:39:44,049
‫فکر می‌کنم از همه‌جهت بهتره که
‫اختلافِ‌نظرهامون رو پشت‌سر بذاریم

464
00:39:44,800 --> 00:39:47,886
‫تروریست‌ها در خاک بریتانیا.
‫حقیقتاً که خیلی نزدیک بود

465
00:39:48,386 --> 00:39:51,223
‫بااین‌حال، نیک آن باشد که انجامش نکوست
‫[ نمایشنامه‌ای کمدی اثر ویلیام شکسپیر ]

466
00:39:59,981 --> 00:40:00,816
‫این چیه؟

467
00:40:00,899 --> 00:40:02,776
‫اون استعفانامۀ شماست

468
00:40:02,859 --> 00:40:04,027
‫مسخره نشو

469
00:40:04,111 --> 00:40:07,072
‫شما فقط یک نفر از کسانی هستید
‫که نزدیک بود ۱۰۰هزار نفر رو بکُشه

470
00:40:07,155 --> 00:40:10,700
‫تصور کنید چه بلایی سر دولت
‫میاورد اگه خبرش درز می‌کرد

471
00:40:10,784 --> 00:40:12,661
‫- جرئت نداری
‫- امتحانش ساده‌ست

472
00:40:15,914 --> 00:40:16,748
‫اخاذی

473
00:40:20,502 --> 00:40:21,878
‫عین «اسکورپیا»

474
00:40:27,300 --> 00:40:28,760
‫ازش لذت بردی

475
00:40:28,844 --> 00:40:29,845
‫تو هم لذت بردی

476
00:40:33,014 --> 00:40:36,309
‫صحبت از استعفانامه شد...

477
00:40:36,310 --> 00:40:38,223
« اَلن »

478
00:40:38,270 --> 00:40:39,938
‫هر دو انتظارش رو داشتیم

479
00:40:50,157 --> 00:40:51,449
‫قبول نمی‌کنم

480
00:40:54,619 --> 00:40:57,956
‫تو مرد فوق‌العاده‌ای هستی، ولی
‫من دیگه نمی‌تونم برات کار کنم

481
00:40:59,958 --> 00:41:00,876
‫موافقم

482
00:41:35,327 --> 00:41:36,536
‫بلانت کجاست؟

483
00:41:40,457 --> 00:41:41,708
‫رفته؟

484
00:41:41,791 --> 00:41:43,710
‫شوخی می‌کنی

485
00:41:44,878 --> 00:41:47,756
‫توافق کردیم که وقت تحوله

486
00:41:47,839 --> 00:41:49,674
‫«سازمان» باید ارتقا پیدا کنه

487
00:41:50,383 --> 00:41:53,678
‫اگه طبق قوانین قدیم به بازی ادامه بدی،
‫نمی‌تونی توی نبردهای جدید پیروز بشی

488
00:41:55,347 --> 00:41:58,600
‫خب، شاید تحول برای همه‌چیز لازم نباشه

489
00:42:00,018 --> 00:42:02,103
‫تبریک می‌گم واقعاً

490
00:42:04,189 --> 00:42:08,276
‫عقیده‌مون این بود که تو طبق
‫بهترین سنت‌های سازمان رفتار کردی

491
00:42:09,861 --> 00:42:12,822
‫- همچین عقیده‌ای بود؟
‫- این اطراف، بله

492
00:42:14,824 --> 00:42:16,743
‫این فقط یک قدردانی کوچکه

493
00:42:25,460 --> 00:42:26,878
‫مدال‌های خدمت بابام

494
00:42:28,046 --> 00:42:29,506
‫فکر می‌کردم این‌ها...

495
00:42:29,589 --> 00:42:32,592
‫وقتی با بی‌آبرویی اخراج شد، اون‌ها رو ازش گرفتن

496
00:42:33,051 --> 00:42:34,719
‫ولی اون یه داستان ساختگی بود

497
00:42:35,303 --> 00:42:38,890
‫یکی از مزایای نشستن روی این صندلی
‫اینه که می‌تونم حقایق رو شفاف‌سازی کنم

498
00:42:40,725 --> 00:42:42,269
‫دوباره برگردونده شدن

499
00:42:42,352 --> 00:42:44,354
‫و پدرت اگه بود هم می‌خواست که پیش تو باشن

500
00:42:46,398 --> 00:42:47,524
‫مرسی

501
00:42:50,235 --> 00:42:53,321
‫ولی... اون‌ها فقط چندتا مدال توی یه جعبه‌ان

502
00:42:54,864 --> 00:42:58,576
‫پی‌بردن به اینکه واقعاً کی بود، مهم همین بود

503
00:42:59,077 --> 00:43:00,578
‫اون مرد خوبی بود

504
00:43:01,705 --> 00:43:03,081
‫دوست خوبی بود

505
00:43:05,041 --> 00:43:06,751
‫خیلی من رو یاد اون می‌اندازی

506
00:43:08,461 --> 00:43:11,464
‫و بااینکه می‌دونم اصلاً نمی‌خواستی
‫توی این کارها نقشی داشته باشی،

507
00:43:12,007 --> 00:43:14,926
‫اگه وقتی که دانشگاهت تموم شد و دنبال کار بودی...

508
00:43:15,010 --> 00:43:16,469
‫می‌دونم کجایید؟

509
00:43:16,970 --> 00:43:19,472
‫و اگه ندونی، شرط می‌بندم پیدامون می‌کنی

510
00:43:23,560 --> 00:43:24,936
‫بذار روش فکر کنم

511
00:43:27,188 --> 00:43:28,606
‫در همیشه بازه،

512
00:43:29,983 --> 00:43:31,943
‫فعلاً دنیا نیازی به نجات‌پیدا‌کردن نداره

513
00:43:35,405 --> 00:43:36,239
‫مرسی

514
00:44:10,700 --> 00:44:13,700
« ...بعد از تیتراژ ادامه دارد »

515
00:44:58,029 --> 00:44:59,197
‫الکس، حالت خوبه؟

516
00:45:01,783 --> 00:45:03,451
‫آره، فقط به‌نظرم یه صدایی شنیدم

517
00:45:27,934 --> 00:45:29,853
‫اون همونیه که فکر می‌کنم؟

518
00:45:48,788 --> 00:45:49,914
‫مهم نیست

519
00:45:54,586 --> 00:45:55,420
‫هیچکی نیست

520
00:45:55,444 --> 00:46:01,444
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

521
00:46:02,760 --> 00:46:04,304
‫مطمئنی حالت خوبه؟

522
00:46:04,888 --> 00:46:07,015
‫آره. فکر کنم

523
00:46:08,141 --> 00:46:09,642
‫پس دیگه پنهان‌کاری نداریم

524
00:46:09,726 --> 00:46:11,227
‫دیگه «اسکورپیا» نداریم

525
00:46:11,853 --> 00:46:13,146
‫جناب جاسوس هم دیگه نداریم؟

526
00:46:14,105 --> 00:46:15,565
‫مگراینکه خودم بخوام

527
00:46:17,734 --> 00:46:18,610
‫و می‌خوای؟

528
00:46:19,834 --> 00:46:25,834
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

529
00:46:26,258 --> 00:46:29,258
« پایان فصل سوم »

