﻿1
00:00:00,209 --> 00:00:03,087
‫بریتانیا میلیاردها پوند بدهی خارجی داره
« آنچه گذشت »

2
00:00:03,170 --> 00:00:05,256
‫شما از مطالبۀ این بدهی صرف‌نظر می‌کنید

3
00:00:05,840 --> 00:00:07,341
‫و پول رو می‌دید

4
00:00:07,633 --> 00:00:10,428
‫قبول نکنید، «شمشیر نامرئی» ضربه خواهد زد

5
00:00:10,511 --> 00:00:11,554
‫دارن بلوف می‌زنن

6
00:00:11,929 --> 00:00:14,557
‫باور نمی‌کنید که تهدید واقعیه؟

7
00:00:14,890 --> 00:00:17,351
‫مُرده‌ان. همه‌شون مُرده‌ان

8
00:00:18,352 --> 00:00:19,478
‫من گزینه می‌خوام

9
00:00:19,562 --> 00:00:21,105
‫بهتون گزینه دادیم، شما ردشون کردید

10
00:00:21,230 --> 00:00:23,357
‫انتظار دارم که بخواید نخست‌وزیر رو مطلع کنید

11
00:00:27,653 --> 00:00:29,196
‫اگه نتونی آدم بکُشی...

12
00:00:29,280 --> 00:00:30,239
‫...ضعیفی

13
00:00:30,322 --> 00:00:31,866
‫این چیه؟

14
00:00:31,991 --> 00:00:35,703
‫مسکن درد. استنشاق اون رو سریع‌تر وارد جریان خونت می‌کنه

15
00:00:35,786 --> 00:00:37,329
‫برگردید لندن

16
00:00:37,413 --> 00:00:39,290
‫- صبر کن، صبر کن
‫- نظرت عوض شد؟

17
00:00:39,373 --> 00:00:42,418
‫طبق گفته عمل کنید وگرنه اون می‌میره

18
00:00:42,501 --> 00:00:45,212
‫نمی‌تونم تنهاش بذارم. می‌کُشنش

19
00:00:45,296 --> 00:00:48,591
‫- ما دیگه سوار هواپیما شدیم
‫- چی‌کار کردی؟

20
00:00:48,674 --> 00:00:51,802
‫همون‌طور که گفتی، ما برگ برنده‌ایم.
‫پس الکس رو پیدا می‌کنیم

21
00:01:03,564 --> 00:01:06,484
‫«کِن‌دو شینای». پنج دربرابر یک
‫[ «شینای»: نوعی شمشیر سبک در هنر رزمی کِن‌دو ]

22
00:01:06,859 --> 00:01:09,069
‫بدون رحم. شروع

23
00:01:38,098 --> 00:01:40,476
‫هی، هی، هی، بسه! ولش کن

24
00:01:42,645 --> 00:01:43,896
‫بدون رحم

25
00:01:44,229 --> 00:01:46,148
‫باید وقتی فرصتش رو داشتی ضربه می‌زدی

26
00:01:46,232 --> 00:01:47,441
‫- حالت خوبه؟
‫- به من دست نزن!

27
00:01:49,610 --> 00:01:53,030
‫اگه مشکلی داری، من رو تنبیه کن.
‫روی یکی دیگه خالی‌ش نکن

28
00:01:54,073 --> 00:01:58,494
‫مرتب انتظار داری همه‌چی منصفانه باشه.
‫«اسکورپیا» ازت می‌خواد آماده بشی. پیشرفت کن

29
00:01:59,995 --> 00:02:01,205
‫وگرنه فایده‌ای برامون نداری

30
00:02:11,841 --> 00:02:13,551
‫چیزی نیست

31
00:02:14,134 --> 00:02:16,637
‫گفتم که. اون از ما نیست

32
00:02:44,373 --> 00:02:46,000
‫با خواسته‌هاشون موافقت می‌کنیم

33
00:02:47,084 --> 00:02:49,920
‫دیدیم چه کارهایی ازشون برمیاد.
‫می‌دونید چطور این کار رو کردن؟

34
00:02:50,004 --> 00:02:53,173
‫می‌تونید از تکرارش روی ۱۰۰هزار نفر جلوگیری کنید؟

35
00:02:54,216 --> 00:02:55,551
‫چاره‌ای نداریم

36
00:02:55,634 --> 00:02:57,928
‫نتایج آسیب‌شناسی می‌تونه یه سرنخ بهمون بده

37
00:02:58,012 --> 00:02:59,930
‫نمی‌تونید همین‌طوری ما رو بذارید کنار

38
00:03:00,014 --> 00:03:03,726
‫به «اسکورپیا» اعتماد دارید
‫که به وعده‌‌شون عمل کنن؟

39
00:03:03,809 --> 00:03:05,394
‫از خطرات آگاهیم

40
00:03:05,644 --> 00:03:08,647
‫هیئت دولت تمام شب در جلسه بوده

41
00:03:08,939 --> 00:03:11,025
‫این تصمیم نخست‌وزیره

42
00:03:12,109 --> 00:03:16,196
‫تحقیقاتتون رو متوقف کنید.
‫پیداکردن «اسکورپیا» رو فراموش کنید

43
00:03:16,280 --> 00:03:18,282
‫ازتون می‌خوایم درعوض باهاشون مذاکره کنید

44
00:03:18,365 --> 00:03:19,617
‫مذاکره برای چی؟

45
00:03:19,700 --> 00:03:20,659
‫زمان

46
00:03:22,328 --> 00:03:25,079
‫نمی‌تونیم بدهی‌های خارجی رو یک‌شبه لغو کنیم

47
00:03:25,164 --> 00:03:28,417
‫اون ما رو هم به‌‌لحاظ اقتصادی
‫و هم سیاسی فلج می‌کنه

48
00:03:28,500 --> 00:03:30,044
‫باید تدابیری اتخاذ کنیم

49
00:03:31,337 --> 00:03:33,839
‫بانک مرکزی انگلیس نرخ‌های بهره رو متوقف می‌کنه

50
00:03:33,923 --> 00:03:36,050
‫اوراق قرضۀ دولتی رو با تخفیف منتشر می‌کنیم

51
00:03:36,133 --> 00:03:38,844
‫از یه جای دیگه قرض می‌گیریم
‫تا وضعیت رو پایدار نگه داریم

52
00:03:38,928 --> 00:03:43,849
‫اما هیچ‌کدوم از این‌ها به‌سرعت و
‫بدون ایجاد وحشت صورت نمی‌گیره

53
00:03:43,933 --> 00:03:45,184
‫چقدر لازم دارید؟

54
00:03:45,267 --> 00:03:47,895
‫یک ماه. سه ماه باشه بهتره

55
00:03:49,146 --> 00:03:51,106
‫ازتون می‌خوایم معطلشون کنید

56
00:03:52,816 --> 00:03:54,151
‫باید متقاعدشون کنید

57
00:03:57,947 --> 00:03:59,114
‫بیارش بالا

58
00:04:10,417 --> 00:04:14,254
‫خبر خوب. اون‌ها با خواسته‌هاتون موافقت کردن

59
00:04:15,547 --> 00:04:17,216
‫سه روز وقت دارید

60
00:04:19,760 --> 00:04:21,845
‫خب، وضعیت پیچیده‌ایه

61
00:04:22,972 --> 00:04:26,642
‫ثبات جهانی در تعادله. بیش از سه روز نیاز داریم

62
00:04:27,810 --> 00:04:30,771
‫می‌خواید با ما مذاکره کنید؟

63
00:04:32,147 --> 00:04:33,816
‫کاریه که افرادِ باحسن‌نیت انجام می‌دن

64
00:04:33,899 --> 00:04:37,111
‫دولت شما بقیه رو مجبور به باج‌دادن می‌کنه

65
00:04:37,194 --> 00:04:41,782
‫می‌خواد یک تفنگ به‌سمت سر باشه
‫یا آماروارقام در ترازنامه

66
00:04:41,865 --> 00:04:43,450
‫اسمش تروریسمه

67
00:04:44,702 --> 00:04:47,871
‫و ما با تروریست‌ها مذاکره نمی‌کنیم

68
00:04:49,039 --> 00:04:50,541
‫گوش کن

69
00:04:50,624 --> 00:04:54,336
‫ما می‌خوایم همکاری کنیم.
‫فقط به زمان بیشتری نیاز داریم

70
00:04:54,420 --> 00:04:56,380
‫سه روز وقت دارید

71
00:04:56,463 --> 00:04:59,341
‫وگرنه کل یک شهر بریتانیا رو نابود خواهیم کرد

72
00:05:44,200 --> 00:05:50,200
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

73
00:06:00,903 --> 00:06:01,862
‫تام!

74
00:06:06,492 --> 00:06:08,869
‫گفتی چرا نمی‌شد راحت توی یه مسافرسرا بمونیم؟

75
00:06:12,122 --> 00:06:13,373
‫ببین

76
00:06:13,457 --> 00:06:16,668
‫چی‌کار... نمی‌تونم... پا شدم. پا شدم. چی می‌گی؟

77
00:06:16,752 --> 00:06:19,379
‫داشتم داده‌های دکل سلولی رو مثلث‌بندی
‫می‌کردم. یه موقعیت پیدا کردم

78
00:06:20,881 --> 00:06:22,216
‫فکر کنم الکس رو پیدا کردم

79
00:06:24,593 --> 00:06:27,596
‫خب، کجاست پس؟

80
00:06:27,679 --> 00:06:29,139
‫اینجاست

81
00:06:30,265 --> 00:06:31,433
‫چطور بریم اونجا؟

82
00:06:33,268 --> 00:06:35,312
‫این کار رو من کردم. اون دیگه با توئه

83
00:06:35,395 --> 00:06:38,107
‫باشه، یه «صبح‌به‌خیر» بد نیست ها

84
00:06:38,190 --> 00:06:39,650
‫- صبح به‌خیر
‫- مرسی

85
00:06:39,733 --> 00:06:44,446
‫به‌همین‌شکل پس. راه‌حل دیپلماتیک. ما کنار گذاشته شدیم

86
00:06:44,530 --> 00:06:46,698
‫یک چیزی که همگی باید تا الآن
‫دربارۀ «اسکورپیا» یاد گرفته باشیم

87
00:06:46,865 --> 00:06:48,158
‫اینه که هیچ‌وقت دست‌کم نگیریمشون

88
00:06:48,242 --> 00:06:50,409
‫اگه دست روی دست بذاریم، سه روز دیگه،

89
00:06:50,494 --> 00:06:53,539
‫اون‌وقت تازه می‌فهمیم نقشه
‫واقعاً چی بوده، که کار از کار گذشته

90
00:06:53,622 --> 00:06:56,792
‫به نتایج پزشکی‌قانونی نیاز داریم.
‫ببین چی باعث مرگ اون‌ها شده

91
00:06:56,875 --> 00:06:59,419
‫تجزیه‌وتحلیل ارتباطات.
‫چی رو از قلم انداختیم؟

92
00:06:59,503 --> 00:07:02,089
‫من کلنر و دولت رو از سرمون وا می‌کَنم

93
00:07:03,507 --> 00:07:04,925
‫«شمشیر نامرئی»

94
00:07:07,219 --> 00:07:10,597
‫سه روز وقت داریم که پیدا و نابودش بکنیم

95
00:07:29,950 --> 00:07:31,118
‫شوخی‌ت گرفته؟

96
00:07:31,201 --> 00:07:33,162
‫چیه مگه؟ مشکلی نداره

97
00:07:33,245 --> 00:07:35,164
‫جدی‌جدی فکر می‌کنی
‫دو نفر رو تحمل می‌کنه؟

98
00:07:35,247 --> 00:07:37,875
‫شاید به قیافه‌ش نخوره، ولی کارراه‌اندازه، بچه‌جون
‫[ ارجاع به جملۀ هان سولو به لوک اسکای‌واکر
‫در اولین فیلم سه‌گانۀ اصلی «جنگ ستارگان» ]

99
00:07:37,957 --> 00:07:39,001
‫اون‌طوری حرف نزن

100
00:07:39,084 --> 00:07:41,712
‫فقط می‌خوام حال‌وهوا رو عوض کنم

101
00:07:41,795 --> 00:07:46,675
‫آم، اندازۀ کله‌ت رو نمی‌دونستم، پس
‫دل رو به دریا زدم و کوچیک گرفتم

102
00:07:46,758 --> 00:07:49,344
‫یه‌کم ضرب‌خورده‌ست ولی خاصش می‌کنه. بگیرش

103
00:07:49,428 --> 00:07:51,346
‫- بپر بالا
‫- عمراً. من می‌رونم

104
00:07:51,430 --> 00:07:52,639
‫نه، نه، خودم می‌رونم

105
00:07:52,723 --> 00:07:54,433
‫اصلاً بلدی؟

106
00:07:54,516 --> 00:07:55,976
‫ببین، روراست باش

107
00:07:56,310 --> 00:08:00,439
‫ترجیح می‌دی دست‌های تو دور من
‫باشه، یا دست‌های من دور تو باشه؟

108
00:08:02,149 --> 00:08:05,819
‫آره، همین انتظار رو داشتم. بزن بریم!

109
00:08:18,165 --> 00:08:21,835
‫علت مرگ ایست قلبی بوده. همه‌شون

110
00:08:21,919 --> 00:08:25,172
‫حملات قلبی هم‌زمان. غیرممکنه

111
00:08:25,255 --> 00:08:27,966
‫وقتی می‌گی «غیرممکن»، باید
‫۱۱ تا جسد رو خاطرنشان کنم

112
00:08:28,050 --> 00:08:29,343
‫پس چطوری؟

113
00:08:29,426 --> 00:08:31,428
‫سیانید، مستقیم به بافت قلب

114
00:08:31,511 --> 00:08:33,429
‫بیش از حد کافی برای ایجاد ایست قلبی

115
00:08:33,554 --> 00:08:36,225
‫من توی اتوبوس کنارشون بودم.
‫هیچ دستی بهشون نخورد

116
00:08:36,308 --> 00:08:41,188
‫کالبدشکافی هیچ نشونه‌ای از زخمِ
‫ناشی از سوراخی یا نقاط تزریق نشون نداد

117
00:08:41,270 --> 00:08:44,858
‫و سم‌شناسی تأیید می‌کنه که فقط
‫بافت قلب تحت‌تأثیر قرار گرفته

118
00:08:44,942 --> 00:08:49,780
‫چطور می‌شه سیانید رو واردِ
‫بدن ۱۱ ورزشکار سالم و روفرم کرد؟

119
00:08:49,863 --> 00:08:53,116
‫و جوان. بعضی‌ها هم‌سن‌وسال الکس

120
00:08:57,246 --> 00:08:59,248
‫شنیدم رفتی دیدن جک استاربرایت

121
00:09:00,999 --> 00:09:03,418
‫بله، فقط خواستم یه سری بزنم. می‌شه تمرکز کنیم لطفاً؟

122
00:09:03,502 --> 00:09:07,047
‫داریم چند کار رو با هم انجام می‌دیم.
‫چیزی هست که باید بدونم؟

123
00:09:07,130 --> 00:09:09,675
‫الکس خارج از کشوره، خدا رو شکر

124
00:09:09,758 --> 00:09:11,134
‫فکر می‌کردم تو دیگه سرپرستش نیستی

125
00:09:11,218 --> 00:09:12,469
‫نیستم

126
00:09:12,552 --> 00:09:15,931
‫پس این «سرزدن» فکر خوبیه؟

127
00:09:18,976 --> 00:09:21,061
‫گمونم هنوز احساس مسئولیت می‌کنم

128
00:09:22,229 --> 00:09:23,939
‫ولی اون از این جریانات خیلی فاصله داره

129
00:09:25,857 --> 00:09:29,361
‫تو این کار رو کردی. ما توی
‫جبهه‌ش جنگیدیم، و آوردیمش بیرون

130
00:09:30,487 --> 00:09:32,823
‫به‌خاطر ما الآن اون بیرون داره نوجوونی می‌کنه

131
00:09:38,996 --> 00:09:40,163
‫استنشاق؟

132
00:09:42,040 --> 00:09:47,045
‫نه تزریق، نه بلع. استنشاق

133
00:09:48,672 --> 00:09:50,549
‫توی ریه‌ها چیزی پیدا نکردن

134
00:09:50,632 --> 00:09:53,010
‫آره، ولی یه چیزی توی آزمایش خون بود

135
00:09:54,428 --> 00:09:56,972
‫بیا. این رو ببین

136
00:10:04,313 --> 00:10:06,398
‫مقادیر کمی طلا در جریان خون

137
00:10:09,568 --> 00:10:11,069
‫طلا بی‌اثره، نه؟

138
00:10:11,153 --> 00:10:13,530
‫بله، دقیقاً. خنثی و واکنش‌ناپذیر

139
00:10:13,613 --> 00:10:17,326
‫کمترین آسیبی بهشون نمی‌رسونده.
‫ولی توی همه‌شون هست

140
00:10:19,036 --> 00:10:20,287
‫در حد حدس

141
00:10:23,832 --> 00:10:24,958
‫من می‌رم استادیوم

142
00:10:25,042 --> 00:10:26,668
‫باشه. کراوْلی رو هم با خودت ببر

143
00:10:26,752 --> 00:10:29,588
‫چون تا پایان این قضیه، کسی تنهایی جایی نمی‌ره

144
00:10:35,927 --> 00:10:38,347


145
00:11:20,722 --> 00:11:22,015
‫اون چیه؟

146
00:11:22,099 --> 00:11:24,309
‫اون جاییه که ازش تماس گرفته شد

147
00:11:26,436 --> 00:11:27,896
‫بخواب!

148
00:11:30,399 --> 00:11:32,192
‫یه‌کم تجملیه

149
00:11:32,275 --> 00:11:33,860
‫آره، ولی کی توشه؟

150
00:11:58,802 --> 00:12:01,680
‫الکسه. اوناهاش. اوناهاش. زنده‌ست

151
00:12:01,763 --> 00:12:03,014
‫آره، آره، دیدمش

152
00:12:04,808 --> 00:12:06,017
‫الکس رایدر

153
00:12:10,021 --> 00:12:11,565
‫پس از همون اول بازی‌م دادی

154
00:12:11,648 --> 00:12:13,859
‫زیاد به خودت سخت نگیر، الکس

155
00:12:13,942 --> 00:12:17,195
‫اختفا در روز روشن کاریه که توش تبحر داریم

156
00:12:18,822 --> 00:12:19,823
‫مکس گرندل

157
00:12:21,241 --> 00:12:23,452
‫با کی ملاقات می‌کنه؟ چهره‌ش رو نمی‌بینم

158
00:12:24,536 --> 00:12:25,537
‫«اسکورپیا»ست؟

159
00:12:26,830 --> 00:12:29,166
‫جولیا راتمن منتظرتونه

160
00:12:42,053 --> 00:12:46,516
‫مکس. چه افتخار غیرمنتظره‌ای

161
00:12:46,600 --> 00:12:49,686
‫نه‌چندان غیرمنتظره. برای
‫خوشامدگویی فرستادی دنبالم

162
00:12:49,769 --> 00:12:51,897
‫من و الکس داشتیم گپ‌وگفت می‌کردیم

163
00:12:51,980 --> 00:12:54,566
‫یه مرد جوان بسیار خوش‌آتیه، مگه نه؟

164
00:12:56,776 --> 00:12:58,778
‫فکر می‌کردم می‌خوای برگردی پراگ

165
00:12:58,862 --> 00:13:03,492
‫نه. چند روز اضافه می‌مونم. مسائلی
‫هست که ما باید درباره‌ش صحبت کنیم

166
00:13:03,867 --> 00:13:05,869
‫بیا بشینیم
« عملیات شمشیر نامرئی »

167
00:13:05,952 --> 00:13:11,541
‫درواقع، باید از این مرکز بازدید کنیم تا
‫تو من رو در جریان پیشرفتت می‌ذاری

168
00:13:13,210 --> 00:13:14,503
‫البته

169
00:13:15,629 --> 00:13:17,297
‫ممنون، الکس، دیگه کاری نیست

170
00:13:19,549 --> 00:13:21,843
‫باشه. از بازدید لذت ببرید

171
00:13:26,139 --> 00:13:28,600
‫کارآموزت چطوره؟

172
00:13:28,683 --> 00:13:32,270
‫همه‌مون رو غافل‌گیر کرده. فراتر از سطح انتظارمونه

173
00:13:32,354 --> 00:13:34,022
‫همیشه بلندمدت در اولویتت بوده

174
00:13:34,105 --> 00:13:37,609
‫این‌همه راه نیومدی اینجا که
‫دربارۀ الکس رایدر حرف بزنی

175
00:13:38,902 --> 00:13:44,616
‫نه. ازت می‌خوام که «شمشیر نامرئی» رو متوقف کنی

176
00:13:46,076 --> 00:13:47,035
‫چرا؟

177
00:13:48,703 --> 00:13:49,955
‫خودت می‌دونی چرا

178
00:14:12,644 --> 00:14:13,687
‫بچه‌ها؟

179
00:14:14,980 --> 00:14:17,148
‫مکس، ما همدیگه رو خوب می‌شناسیم

180
00:14:18,400 --> 00:14:20,860
‫تو صددرصد پشت «پروژۀ کرِی» بودی،

181
00:14:20,944 --> 00:14:24,364
‫تازه اون باعث مرگ میلیون‌ها نفر می‌شد. ازجمله بچه‌ها

182
00:14:25,657 --> 00:14:27,576
‫یه‌خرده برای دل‌نازکی دیره

183
00:14:27,659 --> 00:14:30,161
‫اون نقشۀ کرِی بود، که آدم دیوانه‌ای بود

184
00:14:31,329 --> 00:14:32,747
‫ما هم دیوانه‌ایم؟

185
00:14:48,346 --> 00:14:50,599
‫تو می‌دونی که ما برای به‌دست‌آوردن چی اینجاییم

186
00:14:50,682 --> 00:14:54,311
‫اگه می‌خوای به انسانیت من متوسل بشی...

187
00:14:54,394 --> 00:14:56,813
‫پس اون‌قدری که فکر می‌کنی، هنوز من رو نشناختی

188
00:14:56,896 --> 00:14:58,315
‫قضیه چیه واقعاً؟

189
00:14:59,816 --> 00:15:02,611
‫خیلی‌خب پس. به تو مربوط می‌شه

190
00:15:02,694 --> 00:15:04,321
‫من؟

191
00:15:04,904 --> 00:15:08,992
...‫من نه با نقشۀ بازیابی قدرتِ «اسکورپیا» مشکلی دارم

192
00:15:09,075 --> 00:15:11,911
‫و نه با قتل‌عام برای تحقق اون

193
00:15:11,995 --> 00:15:15,665
‫اما قانون اول موفقیت اینه که «مسئله رو شخصی نکن»

194
00:15:15,749 --> 00:15:20,712
‫توی سایه‌ها بمون. نامرئی بمون.
‫بقای ما به همینه

195
00:15:20,795 --> 00:15:25,884
‫ولی این‌یکی شخصیه. این
‫گذشتۀ توئه که گریبان‌گیرت شده

196
00:15:25,967 --> 00:15:28,720
‫و تو داری مستقیم در کانون توجه قرارمون می‌دی

197
00:15:29,929 --> 00:15:31,723
‫اصلاً متوجه منظورت نمی‌شم

198
00:15:31,806 --> 00:15:35,644
‫تو یه شهر بریتانیایی رو انتخاب کردی.
‫تو خواسته‌ها رو نامعقول کردی

199
00:15:35,727 --> 00:15:39,022
‫تو، خودت، مستقیم با بلانت صحبت می‌کنی

200
00:15:39,105 --> 00:15:41,191
‫حالا هم الکس رایدر رو آوردی اینجا و داری تعلیم می‌دی

201
00:15:42,192 --> 00:15:44,819
‫تو نمی‌خوای فقط پیروز بشی. تو دنبال انتقامی

202
00:15:44,903 --> 00:15:46,905
‫معلومه که هستم. تو دنبالش نیستی؟

203
00:15:48,490 --> 00:15:51,451
‫این کار ضرورتی نداره

204
00:15:51,534 --> 00:15:53,036
‫برای من داره

205
00:15:53,119 --> 00:15:54,954
‫برای همینه که باید کنار بکشی

206
00:15:55,038 --> 00:16:00,293
‫هیئت‌مدیره رأی داد. کنترل دست منه.
‫«شمشیر نامرئی» طبق برنامه پیش می‌ره

207
00:16:00,377 --> 00:16:02,754
‫ما مثل همیشه کنار هم می‌ایستیم

208
00:16:04,297 --> 00:16:07,175
‫نه این دفعه. من می‌رم

209
00:16:08,635 --> 00:16:10,595
‫کسی جایی نمی‌ره، مکس

210
00:16:10,679 --> 00:16:12,806
‫پس من اولین نفر خواهم بود

211
00:16:12,889 --> 00:16:13,848
‫مکس

212
00:16:18,103 --> 00:16:19,354
‫جای خالی‌ت حس می‌شه

213
00:16:21,147 --> 00:16:22,315
‫خدانگه‌دار، جولیا

214
00:16:45,880 --> 00:16:47,257
‫تو اینجا چی‌کار می‌کنی؟

215
00:16:47,340 --> 00:16:48,633
‫دنبال شما می‌گشتم

216
00:16:49,759 --> 00:16:50,719
‫حوصله‌م سر رفته

217
00:16:52,345 --> 00:16:54,806
‫شما گفتی اگه خودم رو ثابت کنم، صحبت می‌کنیم

218
00:16:54,889 --> 00:16:58,893
‫و توانایی‌م بیشتر از دیدار و گفت‌وگوئه.
‫می‌خوام بدونم کِی واقعی می‌شه

219
00:17:00,645 --> 00:17:02,355
کشیدن نقشه برای تهاجم آماده شد؟

220
00:17:03,314 --> 00:17:04,523
‫با جزئیات

221
00:17:04,607 --> 00:17:06,901
‫پس بیا به مرحلۀ عمل بذاریمش

222
00:17:12,615 --> 00:17:15,160
‫اینجا توی مالت یه خونه هست

223
00:17:16,493 --> 00:17:19,664
‫که سرتاسرش سیستم‌های امنیتی پیشرفته داره

224
00:17:19,748 --> 00:17:22,250
‫طبقۀ بالایی یه اتاق مطالعه هست

225
00:17:22,333 --> 00:17:25,795
‫که تابلوی یه شکارچی با دو
‫سگ روی دیوارش قرار داره

226
00:17:26,963 --> 00:17:29,090
‫و پشت اون تابلو یه گاوصندوقه

227
00:17:30,258 --> 00:17:32,385
‫ازت می‌خوام محتوای داخلش رو برام بیاری

228
00:17:33,428 --> 00:17:34,637
‫چی هست؟

229
00:17:34,721 --> 00:17:36,264
‫اونش مهم نیست

230
00:17:37,807 --> 00:17:42,353
‫چیزی که مهمه اینه که باید نامرئی و مخفی باشی

231
00:17:42,437 --> 00:17:44,731
‫جوری که انگار اصلاً اونجا نبودی

232
00:17:44,814 --> 00:17:48,526
‫یاسن هرچی لازم داری رو بهت
‫می‌ده. خودش هم باهات میاد

233
00:17:49,611 --> 00:17:51,905
‫و اگه توی این آزمون قبول بشم؟

234
00:17:51,988 --> 00:17:55,325
‫الکس، این یه آزمون نیست

235
00:17:55,408 --> 00:17:56,951
‫تو چیز واقعی رو می‌خواستی

236
00:17:58,036 --> 00:18:00,163
‫پس این مأموریت رو تکمیل کن،

237
00:18:00,246 --> 00:18:03,124
‫اون‌وقت خودت رو به همه‌مون ثابت کردی

238
00:18:03,208 --> 00:18:04,209
‫باشه

239
00:18:15,220 --> 00:18:17,847
‫آثار طلا در همۀ قربانی‌ها ظاهر شد؟

240
00:18:17,931 --> 00:18:19,349
‫تک‌تکشون

241
00:18:22,894 --> 00:18:27,690
‫می‌شه شامپاین با تکه‌های
‫ریز طلای شناور دریافت کرد،

242
00:18:27,774 --> 00:18:30,819
‫گاهی هم رستوران‌ها روی غذا ورق طلا می‌ذارن

243
00:18:30,902 --> 00:18:33,279
‫زندگی‌هامون زمین تا آسمون با هم فرق داره

244
00:18:33,363 --> 00:18:35,156
‫من مطالعه می‌کنم

245
00:18:37,158 --> 00:18:38,743
‫فکر خوبیه

246
00:18:38,827 --> 00:18:43,414
‫اما طلا از دستگاه گوارش عبور می‌کنه

247
00:18:46,876 --> 00:18:48,294
‫این‌یکی متفاوته

248
00:18:58,972 --> 00:19:00,473
‫صبح سردی بود

249
00:19:03,643 --> 00:19:05,103
‫سیستم گرمایشی باید روشن بوده باشه

250
00:19:52,775 --> 00:19:54,485
‫این یه افشانندۀ مایع‌به‌گازه

251
00:20:09,584 --> 00:20:10,877
‫کارتریج‌ها خالی‌ان

252
00:20:12,086 --> 00:20:13,713
‫خطری نیست

253
00:20:13,796 --> 00:20:14,797
‫اون چیه؟

254
00:20:17,300 --> 00:20:21,554
‫فکر کنم این یه گلوله‌ست

255
00:20:22,180 --> 00:20:25,308
‫اگه اون گلوله‌ست، ماشه‌ش کجاست؟

256
00:20:38,488 --> 00:20:39,447
‫سلام

257
00:20:41,157 --> 00:20:42,200
‫این‌ها چیه؟

258
00:20:43,201 --> 00:20:46,371
‫باید برای نفوذ به یه خونۀ واقعی نقشه بکشم

259
00:20:46,454 --> 00:20:47,622
‫دنیای واقعی؟

260
00:20:47,705 --> 00:20:48,706
‫آره

261
00:20:50,500 --> 00:20:51,918
‫ظاهراً از اون سخت‌هاشه

262
00:20:55,380 --> 00:20:56,923
‫جایی می‌خوای بری؟

263
00:20:57,006 --> 00:21:00,885
‫آموزش تموم شد. در حال اعزام به مأموریتم هستم

264
00:21:03,388 --> 00:21:05,264
‫دنیای واقعی حالا برای جفتمون

265
00:21:06,891 --> 00:21:09,852
‫بیا امیدوار باشیم که من
‫خیلی بهتر از تو انجامش بدم

266
00:21:09,936 --> 00:21:11,437
‫منظورت چیه؟

267
00:21:11,521 --> 00:21:13,815
‫تو ازقبل خراب کردی. آژیرها رو فعال کردی

268
00:21:13,898 --> 00:21:15,233
‫پلیس تو راهه

269
00:21:15,316 --> 00:21:16,317
‫کجا؟

270
00:21:17,402 --> 00:21:19,737
‫آشکارسازهای مادون‌قرمز درِ ورودی

271
00:21:19,821 --> 00:21:23,408
‫شعاع رو در اینجا و اینجا قطع می‌کنی

272
00:21:26,786 --> 00:21:29,080
‫امروز با متئو چی شد؟

273
00:21:30,873 --> 00:21:33,668
‫اگه نمی‌تونی هدف رو وقتی درست مقابلته بکُشی،

274
00:21:33,751 --> 00:21:35,044
‫پس چرا اینجایی؟

275
00:21:37,505 --> 00:21:40,008
‫خیال می‌کنی می‌تونی ازش اجتناب کنی، مگه نه؟

276
00:21:41,050 --> 00:21:44,387
‫خیال می‌کنی اگه به‌قدر کافی باهوش
‫باشی، اگه خارج از چارچوب فکر کنی...

277
00:21:44,679 --> 00:21:46,264
‫...دیگه مجبور نیستی آدم بکُشی

278
00:21:46,347 --> 00:21:47,932
‫و ناپدید می‌شه

279
00:21:49,475 --> 00:21:50,518
‫این‌طور نیست

280
00:21:52,311 --> 00:21:54,397
‫چو فردا شود فکر فردا کنیم

281
00:21:54,480 --> 00:21:58,484
‫فردا می‌شه. به همین‌جا منتهی می‌شه

282
00:21:59,652 --> 00:22:02,822
‫اون‌موقع‌ست که می‌فهمی چندمَرده حلاجی

283
00:22:05,867 --> 00:22:06,826
‫من فهمیدم

284
00:22:11,581 --> 00:22:12,999
‫توی مأموریتت موفق باشی

285
00:22:14,250 --> 00:22:15,251
‫هی

286
00:22:17,253 --> 00:22:18,296
‫پشت‌سرت رو بپّا

287
00:22:20,715 --> 00:22:21,716
‫همیشه

288
00:22:34,062 --> 00:22:34,979
‫آها

289
00:22:36,606 --> 00:22:39,984
‫آره، اما قوانین بدعتی و عرفیِ
‫مربوط به اون به دهۀ ۱۹۷۰ برمی‌گرده

290
00:22:40,068 --> 00:22:43,112
‫چیز به‌روزتری نیست که بشه جلوی قاضی گذاشت؟

291
00:22:44,697 --> 00:22:47,366
‫باشه، اگه تونستی

292
00:22:47,450 --> 00:22:50,411
‫آها. فقط برام ای‌میل کن. ممنون، لیا

293
00:22:55,792 --> 00:22:58,544
‫- جک استاربرایت؟
‫- بله؟

294
00:23:20,191 --> 00:23:22,860
‫- الو؟
‫- خب، احسنت که برداشتی

295
00:23:22,944 --> 00:23:25,154
‫ولی شاید بهتره در رو جواب ندی اگه غریبه‌ای در زد

296
00:23:25,279 --> 00:23:26,656
‫- تا یه مدتی
‫- تام...

297
00:23:26,739 --> 00:23:27,824
‫...کجا بودی؟

298
00:23:27,907 --> 00:23:30,076
‫شرمنده. ماجرا پیچ خورده

299
00:23:30,159 --> 00:23:34,580
‫اما ما خوبیم، در امانیم. فقط... باید مراقب باشیم

300
00:23:34,664 --> 00:23:36,541
‫خب؟ یه‌سری شیوه‌نامه به کار بگیریم

301
00:23:36,624 --> 00:23:38,417
‫«خطر غریبه» رو وقتی بچه بودی یادته؟
‫[ ایده‌ای که غریبه‌ها به‌طور بالقوه می‌توانند خطرناک باشند ]

302
00:23:38,501 --> 00:23:40,294
‫دوباره دستگیر شدی؟

303
00:23:41,671 --> 00:23:44,382
‫«اسکورپیا» از وجود ما باخبر شد، بهمون
‫هشدار داد که بریم، برای همین در خفاییم

304
00:23:44,465 --> 00:23:46,717
‫الکس رو پیدا کردیم، نمی‌تونیم بریم
‫پیشش، ولی داریم روش کار می‌کنیم

305
00:23:46,801 --> 00:23:49,345
‫«اسکورپیا»؟ من رو زیرنظر دارن؟

306
00:23:49,428 --> 00:23:51,722
‫عالی، حالا وحشت برش داشت. مرسی واقعاً

307
00:23:51,806 --> 00:23:56,978
‫فقط با کسی حرف نزن. در رو
‫به‌روی هیچ‌کس باز نکن

308
00:23:57,061 --> 00:23:59,147
‫با گوشی‌ت باهامون تماس نگیر

309
00:24:00,731 --> 00:24:02,608
‫- جک
‫- اوهوم

310
00:24:02,692 --> 00:24:07,196
‫ازت می‌خوام بهمون اعتماد کنی، باشه؟
‫از پسش برمیایم. ولی باید باهوش باشیم

311
00:24:07,280 --> 00:24:11,534
‫بهتون اعتماد دارم. فقط می‌ترسم... برای الکس

312
00:24:11,617 --> 00:24:14,162
‫آره، می‌دونم. می‌دونم. ما هم همین‌طور

313
00:24:14,245 --> 00:24:17,456
‫ببین، وقتی اطلاعات بیشتری گیرمون
‫اومد، یه بستۀ دیگه برات می‌فرستیم

314
00:24:17,540 --> 00:24:22,086
‫اما فعلاً، بهتره اثری از خودت به جا نذاری.
‫نمی‌تونیم ردّپایی توی برف بذاریم

315
00:24:22,170 --> 00:24:23,921
‫نمی‌فهمم چی... منظورت چیه؟

316
00:24:25,464 --> 00:24:26,924
‫منظورش اینه که گوشی رو خرد کن

317
00:24:27,008 --> 00:24:29,093
‫باشه. باشه، آره. گرفتم

318
00:24:29,177 --> 00:24:31,888
‫موفق باشید و بیاریدش خونه

319
00:24:31,971 --> 00:24:33,014
‫آره، حتماً

320
00:24:56,120 --> 00:24:57,079
‫اون چیه؟

321
00:24:57,163 --> 00:24:58,372
‫فهرست خرید

322
00:24:59,999 --> 00:25:03,377
‫دستگاه مه‌پاش مادون‌قرمز. خیلی‌خب

323
00:25:04,503 --> 00:25:05,504
‫مراقب باش

324
00:25:09,342 --> 00:25:12,303
‫این... چی نوشته این؟ این چیه؟

325
00:25:12,386 --> 00:25:14,305
‫مسدودکنندۀ دوربین مداربسته

326
00:25:14,388 --> 00:25:15,348
‫اوه

327
00:25:17,225 --> 00:25:20,728
‫این. خوب کار می‌کنه

328
00:25:20,811 --> 00:25:23,940
‫جابه‌جاکنندۀ پرتو. این دو قطعه، خب؟

329
00:25:25,274 --> 00:25:29,237
‫این آینۀ انکساره. خیلی مراقب باش.
‫بذارش بغل، اون پایین

330
00:25:31,322 --> 00:25:32,740
‫«قفل‌بازکن» هم نوشتی؟

331
00:25:34,909 --> 00:25:36,285
‫قبلی روی توی نایل جا گذاشتم

332
00:25:39,038 --> 00:25:40,164
‫بهترش رو داریم

333
00:25:41,666 --> 00:25:42,667
‫این...

334
00:25:45,169 --> 00:25:46,587
‫بازکن خودکاره

335
00:25:47,630 --> 00:25:48,923
‫تقریباً روی همه‌چی کار می‌کنه

336
00:25:50,341 --> 00:25:51,342
‫ای‌ول

337
00:25:53,344 --> 00:25:55,846
‫می‌دونی، وقتی «سازمان» من
‫رو به «پوینت بلنک» فرستاد،

338
00:25:55,930 --> 00:25:58,766
‫بهم یه رادیو در پوششِ پخش‌کنندۀ موسیقی دادن،

339
00:25:58,849 --> 00:26:00,184
‫و حتی کار هم نمی‌کرد

340
00:26:01,686 --> 00:26:03,813
‫خب، ما هرکدوم منابع خودمون رو داریم

341
00:26:03,896 --> 00:26:07,984
‫اما مهم‌ترین جزء عامل عملیاتیه، که تو باشی

342
00:26:09,151 --> 00:26:11,070
‫حالا توی گاوصندوق چیه؟

343
00:26:11,153 --> 00:26:12,154
‫نمی‌دونم

344
00:26:13,614 --> 00:26:15,449
‫به «کنسنتو» مربوط می‌شه؟

345
00:26:16,784 --> 00:26:19,036
‫الکس، ما باید مأموریت رو
‫انجام بدیم. سؤال نمی‌پرسیم

346
00:26:19,120 --> 00:26:20,871
‫خانم جونز اگه بود بهم می‌گفت

347
00:26:20,955 --> 00:26:22,123
‫خب، من اون نیستم

348
00:26:32,341 --> 00:26:35,845
‫- وایسا. یواش برو
‫- این‌ها بررسی شده

349
00:26:35,928 --> 00:26:38,848
‫ولی وضعیت رو ببین. خطّ‌‌دید از ساختمون

350
00:26:39,390 --> 00:26:41,017
‫موقعیت مرتفع

351
00:26:42,310 --> 00:26:44,437
‫و همون مسیریه که تیم فوتبال ازش گذشت

352
00:26:50,401 --> 00:26:53,070
‫دارم بهت می‌گم، پاک‌سازی شده. هیچ‌کس اینجا نبود

353
00:26:53,154 --> 00:26:54,697
‫نیازی نبوده کسی باشه

354
00:26:57,950 --> 00:27:00,328
‫اون ون دیروز اونجا نبود

355
00:27:22,892 --> 00:27:24,185
‫کمک می‌خوای؟

356
00:27:24,268 --> 00:27:25,895
‫دست‌ها در معرض دید. فوراً

357
00:27:27,313 --> 00:27:29,357
‫هر کاری که خیال انجامش رو داری، نکن

358
00:27:29,440 --> 00:27:31,692
‫- چاره‌ای ندارم
‫- نکن!

359
00:27:31,776 --> 00:27:33,069
‫لعنتی!

360
00:27:34,111 --> 00:27:35,154
‫عقب وایسا

361
00:27:36,155 --> 00:27:37,698
‫گاز اعصاب

362
00:27:45,456 --> 00:27:47,875
‫چه غلطی داشت می‌کرد که ارزش مُردن داشت؟

363
00:27:52,546 --> 00:27:53,756
‫شواهد رو از بین می‌بُرد

364
00:28:02,765 --> 00:28:03,974
‫چرا دو تا مأمور؟

365
00:28:05,810 --> 00:28:06,769
‫چی؟

366
00:28:07,937 --> 00:28:12,608
‫این یه عملیات نفوذ ساده‌ست.
‫چه نیازی به تو به‌عنوان سایه‌م هست؟

367
00:28:14,318 --> 00:28:15,694
‫نمی‌خوام شکست بخوری

368
00:28:18,030 --> 00:28:19,281
‫نمی‌خوام بمیری

369
00:28:22,118 --> 00:28:23,285
‫پس تیم هستیم

370
00:28:23,369 --> 00:28:24,578
‫تیم هستیم

371
00:28:26,038 --> 00:28:27,206
‫پس رهبر کیه؟

372
00:28:28,582 --> 00:28:31,836
‫مأموریت توئه. فرمانده تویی

373
00:28:34,630 --> 00:28:35,589
‫باشه

374
00:28:52,857 --> 00:28:55,192
‫- کایرا. کایرا، پا شو. پا شو
‫- هوم؟

375
00:28:55,276 --> 00:28:57,278
‫یه اتفاقی داره می‌افته. یه اتفاقی داره می‌افته

376
00:29:06,495 --> 00:29:07,455
‫الکسه!

377
00:29:11,041 --> 00:29:12,918
‫خب... نقشه چیه؟

378
00:29:13,002 --> 00:29:14,211
‫تعقیبشون می‌کنیم

379
00:29:17,256 --> 00:29:18,215
‫بخواب

380
00:29:25,264 --> 00:29:26,432
‫سوار شو

381
00:29:26,515 --> 00:29:28,184
‫چطور می‌خوای... اشکالی نداره که من...؟

382
00:29:28,267 --> 00:29:29,351
‫فقط سفت بچسب!

383
00:29:29,435 --> 00:29:31,228
‫آره، باشه. همین‌طوره، فکر کنم. من...

384
00:29:45,201 --> 00:29:48,496
‫«شمشیر نامرئی» یک سلاح دوبخشیه

385
00:29:49,580 --> 00:29:51,499
‫این بخش اولشه

386
00:29:52,458 --> 00:29:56,170
‫یه دستگاه افشاننده. بخار رو در هوا پخش می‌کنه

387
00:29:56,253 --> 00:30:00,799
‫درون اون بخار ذرات ریز سیانید وجود داره

388
00:30:02,218 --> 00:30:06,305
‫حالا، هر ذره در یک پوستۀ بی‌اثر
‫ساخته‌شده از طلا محصور شده

389
00:30:06,388 --> 00:30:09,642
‫پس، به‌خودیِ‌خود، برای بدن کاملاً بی‌ضرره

390
00:30:09,725 --> 00:30:12,478
‫اگه این رو استنشاق کنی،
‫نه بوش رو حس می‌کنی، نه مزه‌ش رو

391
00:30:12,561 --> 00:30:13,896
‫هیچی حس نمی‌کنی

392
00:30:14,104 --> 00:30:17,858
‫اما درحقیقت، حالا دوز کشنده‌ای
‫از سیانید داخل بدنت هست،

393
00:30:18,150 --> 00:30:19,610
‫که منتظره رها بشه

394
00:30:19,693 --> 00:30:22,029
‫این توی رختکن استادیوم بود؟

395
00:30:22,112 --> 00:30:25,574
‫توی دریچه‌های گرمایشی. لابد قبل از اینکه
‫به اونجا برسیم، تخلیه و پخش شده

396
00:30:25,658 --> 00:30:27,701
‫حالا اگه سیانید رو استنشاق کنی،

397
00:30:27,785 --> 00:30:30,663
‫چطور مستقیم به‌سمت قلب می‌ره
‫و جاهای دیگه رو ول می‌کنه؟

398
00:30:30,746 --> 00:30:32,289
‫این قسمتِ واقعاً هوشمندانه‌شه

399
00:30:32,373 --> 00:30:37,545
‫به‌نظرم نانوذرات برای پیوندِ اختصاصاً
با بافت قلب ‫با پروتئین روکش شده‌ان

400
00:30:37,628 --> 00:30:40,923
‫مهندسی دقیق در سطح مولکولی

401
00:30:41,006 --> 00:30:42,091
‫نوعی سیستم هدایت

402
00:30:42,174 --> 00:30:43,926
‫مثل موشک‌های ریز همه با یک هدف

403
00:30:44,009 --> 00:30:46,929
‫همون فناوری‌ایه که پزشک‌ها برای
‫هدف‌قراردادن سلول‌های سرطانی استفاده می‌کنن،

404
00:30:47,012 --> 00:30:50,891
‫منتها در اینجا به‌جای رسوندن دارو، سم می‌رسونه

405
00:30:50,975 --> 00:30:52,893
‫و وقتی به قلب می‌رسه، چی می‌شه؟

406
00:30:52,977 --> 00:30:55,521
‫ذرات با بافت قلب پیوند برقرار
‫می‌کنن، و همون‌جا می‌شینن

407
00:30:55,604 --> 00:30:57,356
‫بیشتر و بیشتر می‌شن، به‌شکل خوشه‌خوشه،

408
00:30:57,439 --> 00:31:01,735
‫اما همچنان توی پوسته‌های میکروسکوپیِ
‫طلایی خودشون به‌طور ایمن محصورن

409
00:31:01,819 --> 00:31:02,820
‫تا اینکه...

410
00:31:08,659 --> 00:31:10,411
‫«اسکورپیا» ماشه رو می‌کِشه

411
00:31:11,954 --> 00:31:17,334
‫این شبیه اتاقک تلفن همراه می‌مونه، اما اصلاً نیست

412
00:31:17,418 --> 00:31:22,006
‫درحقیقت، یک فرستندۀ تراهرتز بسیار قدرتمنده،

413
00:31:22,089 --> 00:31:27,845
‫که دقیقاً با بسامد تشدید
‫نانوپوسته‌های طلا تنظیم شده

414
00:31:27,928 --> 00:31:32,016
‫پس اگه ذرات سیانید توی قلبت داشته باشی،

415
00:31:32,099 --> 00:31:33,851
‫و هرجایی نزدیک این باشی...؟

416
00:31:33,934 --> 00:31:37,896
‫روکش رو مرتعش می‌کنه و
‫اجازه می‌ده سیانید آزاد بشه

417
00:31:37,980 --> 00:31:41,233
‫تیم رو از لحظه‌ای که توی جاده بودن هدف قرار داده بود،

418
00:31:41,317 --> 00:31:43,777
‫که زمان اثرگذاری حدود سه دقیقه رو نشون می‌ده

419
00:31:43,861 --> 00:31:47,197
‫بعد از اون، به‌دلیل نارسایی قلبی می‌میری

420
00:31:47,281 --> 00:31:51,785
‫اگه قبلش به بخار سیانید آلوده شده باشی، می‌تونی بفهمی؟

421
00:31:51,869 --> 00:31:52,911
‫نه

422
00:31:53,829 --> 00:31:55,831
‫روحت هم خبر نداره

423
00:31:56,624 --> 00:31:59,585
‫تا زمانی که «اسکورپیا» سلاح
‫فرستنده رو به‌سمت تو بگیره

424
00:31:59,752 --> 00:32:01,712
‫اون‌وقته که می‌میری

425
00:32:04,214 --> 00:32:07,968
‫پس زمستان، هوای سرد

426
00:32:09,303 --> 00:32:12,139
‫هر ساختمان اداری، هر ایستگاه قطار،

427
00:32:12,222 --> 00:32:15,351
‫هر مرکزِخریدی سیستم گرمایشی‌ش روشنه

428
00:32:15,434 --> 00:32:17,686
‫این بهترین سازوکار برای توزیع‌کردنه

429
00:32:17,770 --> 00:32:19,688
‫و نمی‌شه فهمید کی آلوده شده؟

430
00:32:19,772 --> 00:32:21,690
‫مگراینکه قلب طرف رو باز کنی

431
00:32:22,066 --> 00:32:26,236
‫می‌تونیم سعی کنیم دستگاه‌های توزیع‌کننده رو پیدا کنیم،
‫اما حدس می‌زنم که تا اون‌موقع جمع شده‌ان

432
00:32:26,320 --> 00:32:28,322
‫ممکنه هفته‌ها پیش کار گذاشته شده باشن

433
00:32:28,405 --> 00:32:31,659
‫این اتاقک قادره کل یک شهر رو از بین ببره؟

434
00:32:31,742 --> 00:32:34,745
‫نه. به یه چیز خیلی بزرگ‌تر نیازه

435
00:32:34,828 --> 00:32:37,539
‫یک آرایش فرستندۀ قابل‌توجه و در مقیاس بزرگ

436
00:32:37,623 --> 00:32:41,460
‫چندین دستگاه، ۳۶۰ درجه، یک منبع انرژی عظیم

437
00:32:42,544 --> 00:32:43,712
‫و در ارتفاع

438
00:32:43,921 --> 00:32:46,965
‫بالای یه ساختمون، یه دکل، یا برج

439
00:32:48,467 --> 00:32:49,468
‫پس پیداش کنید

440
00:32:59,436 --> 00:33:01,563
‫نه خدمه‌ای، نه نگهبانی

441
00:33:01,647 --> 00:33:03,816
‫همه‌چی رو به سیستم امنیتی سپرده‌ان

442
00:33:05,484 --> 00:33:06,652
‫حالا صبر می‌کنیم

443
00:33:08,737 --> 00:33:09,697
‫باشه

444
00:33:17,955 --> 00:33:19,081
‫اینجا کجاست؟

445
00:33:20,207 --> 00:33:21,291
‫نمی‌دونم

446
00:33:23,919 --> 00:33:25,796
‫انگار دارن براندازش می‌کنن

447
00:33:27,214 --> 00:33:28,257
‫اون کیه پیشش؟

448
00:33:33,929 --> 00:33:34,930
‫یاسنه

449
00:34:55,886 --> 00:34:58,388
‫خودشه. پنل امنیتی توی اون گنجه‌ست

450
00:34:59,640 --> 00:35:02,518
‫باید عجله کنیم

451
00:36:15,924 --> 00:36:17,509
‫بریم گاوصندوق رو پیدا کنیم

452
00:36:17,593 --> 00:36:18,760
‫تو بیفت جلو

453
00:36:49,291 --> 00:36:51,084
‫خودشه

454
00:37:04,264 --> 00:37:06,892
‫یه‌خرده برای بازدید دیر نیست؟

455
00:37:08,644 --> 00:37:12,481
‫پس، جولیا اولین مأموریت میدانی‌ت رو بهت داده

456
00:37:15,025 --> 00:37:16,109
‫کجاست؟

457
00:37:16,193 --> 00:37:17,444
‫چی کجاست؟

458
00:37:18,654 --> 00:37:19,696
‫گاوصندوق

459
00:37:19,780 --> 00:37:21,031
‫گاوصندوقی در کار نیست

460
00:37:22,074 --> 00:37:24,576
‫تمام اطلاعات موجود، همه‌ش این داخله

461
00:37:26,411 --> 00:37:27,996
‫جولیا هم خودش می‌دونه

462
00:37:29,373 --> 00:37:31,291
‫ولی تو نمی‌دونی، مگه نه؟

463
00:37:35,712 --> 00:37:39,758
‫الکس، بگو ببینم، تنهایی اومدی اینجا؟

464
00:37:49,768 --> 00:37:50,811
‫یاسن

465
00:37:50,894 --> 00:37:51,853
‫مکس

466
00:37:53,689 --> 00:37:55,107
‫ببخشید، داستان چیه اینجا؟

467
00:37:59,361 --> 00:38:01,655
‫می‌خوای نوشیدنی‌ت رو تموم کنی؟

468
00:38:06,493 --> 00:38:08,120
‫نه. ممنون

469
00:38:14,001 --> 00:38:15,002
‫کایرا، چی شده؟

470
00:38:21,633 --> 00:38:24,052
‫این چیزی بود که باید می‌دیدی تا یاد بگیری

471
00:38:26,972 --> 00:38:28,223
‫کار ما همینه

472
00:38:30,517 --> 00:38:31,810
‫اون که از شما بود

473
00:38:31,893 --> 00:38:33,395
‫اون هدف ما بود، الکس

474
00:38:33,478 --> 00:38:35,397
‫اون مسلح نبود!

475
00:38:35,480 --> 00:38:37,149
‫خب، باز هم هدفمون بود

476
00:38:38,400 --> 00:38:40,694
‫حالا تابلو رو بذار سر جاش. باید عجله کنیم

477
00:38:41,820 --> 00:38:43,071
‫من آوردمت داخل

478
00:38:44,865 --> 00:38:46,783
‫الکس، کار پدرت هم همین بود

479
00:39:11,683 --> 00:39:15,479
‫تام. تام. یاسن هنوز داخله. وایسا. تام!

480
00:39:18,440 --> 00:39:19,524
‫الکس

481
00:39:19,608 --> 00:39:21,359
‫تام؟ چی‌کار می‌کنی؟

482
00:39:21,443 --> 00:39:22,819
‫دارم نجاتت می‌دم، پسر. یالا. بدو

483
00:39:22,903 --> 00:39:24,237
‫تو نباید اینجا باشی

484
00:39:24,321 --> 00:39:25,989
‫- باید بری
‫- چی؟ چرا؟

485
00:39:26,073 --> 00:39:27,824
‫همین الآن از اینجا برو!

486
00:39:27,908 --> 00:39:29,284
‫عمراً!

487
00:39:29,367 --> 00:39:31,828
‫یاسن داره میاد. اگه ببیندت، می‌کُشدت!

488
00:39:31,912 --> 00:39:34,664
‫- حرف من هم همینه، پس بیا!
‫- نمی‌تونم

489
00:39:34,748 --> 00:39:36,291
‫چه اتفاقی افتاد؟

490
00:39:43,340 --> 00:39:47,344
‫من گند زدم. خب؟ بدجوری گند زدم.
‫تو متوجه نیستی. باید بری

491
00:39:47,427 --> 00:39:49,763
‫نه، نه. نه بدون تو. باشه؟

492
00:40:02,067 --> 00:40:04,861
‫نمی‌تونی کمکم کنی. برو. برو!

493
00:40:26,174 --> 00:40:27,134
‫پیشرفت؟

494
00:40:28,218 --> 00:40:32,764
‫واحدهای مخفی در تمام مناطق کلان‌شهری اصلی مستقرن

495
00:40:32,848 --> 00:40:35,016
‫در حال بررسی آسمان‌خراش‌ها، دکل‌های سلولی،

496
00:40:35,100 --> 00:40:38,353
‫بشقاب‌های ریزموج جدید یا
‫فرستندۀ تلفن همراه هستن

497
00:40:38,436 --> 00:40:39,479
‫فعلاً خبری نشده

498
00:40:39,563 --> 00:40:41,606
‫همون «دوراندیشی» خودمونه، نه؟

499
00:40:41,690 --> 00:40:44,151
‫داشتم به دوراندیشی فکر می‌کردم

500
00:40:44,234 --> 00:40:46,153
‫همیشه فکر خوبیه

501
00:40:46,236 --> 00:40:51,241
‫«اسکورپیا» ازمون می‌خواد بدهی‌های خارجی رو لغو کنیم.
‫ولی چرا؟ اون‌ها که بشردوست نیستن

502
00:40:51,324 --> 00:40:52,701
‫ادامه بده

503
00:40:52,784 --> 00:40:55,162
‫وقتی گفتن با تروریست‌ها مذاکره نمی‌کنن،

504
00:40:55,245 --> 00:40:57,038
این حرفش واقعاً کفر کلنر رو بالا آورد

505
00:40:57,122 --> 00:40:59,499
‫انگار که می‌خوان مذاکرات به در بسته بخوره

506
00:40:59,583 --> 00:41:01,293
‫به‌نظرت چه خیالی دارن؟

507
00:41:01,376 --> 00:41:03,336
‫فکر کنم می‌خوان ما رو عصبانی کنن

508
00:41:03,420 --> 00:41:06,506
‫چون آدم عصبانی فـکـرش درسـت
‫کار نمی‌کنه. مرتکب اشتباه می‌شه

509
00:41:12,387 --> 00:41:14,931
‫تو بهم دروغ گفتی! من رو شریک یه قتل کردی!

510
00:41:15,015 --> 00:41:17,100
‫- الکس
‫- گفتم که این رو نمی‌خوام،

511
00:41:17,184 --> 00:41:19,394
‫و تو مکس رو کُشتی تا زهر چشم بگیری!

512
00:41:20,854 --> 00:41:26,026
‫بیجا می‌کنی همچین حرفی می‌زنی.
‫مکس دوست من بود. قدیمی‌ترین دوستم

513
00:41:26,109 --> 00:41:29,029
‫- پس چرا کُشتی‌ش؟
‫- می‌خواست بهمون خیانت کنه

514
00:41:29,112 --> 00:41:32,616
‫و به‌قدر کافی به من و تو خیانت شده

515
00:41:32,699 --> 00:41:33,867
‫پای من رو وسط نکش

516
00:41:33,950 --> 00:41:35,702
‫ولی همین‌طوره

517
00:41:35,785 --> 00:41:38,622
‫الکس، من از گذشته‌ت باخبرم

518
00:41:38,705 --> 00:41:40,540
‫این یعنی چی الآن؟

519
00:41:43,043 --> 00:41:45,295
‫تو حالا عامل عملیاتی «اسکورپیا» هستی، الکس

520
00:41:45,378 --> 00:41:48,757
‫وظیفـۀ تو زیرسؤال‌بردن من یا
‫ایرادگرفتن از دستوراتت نیست

521
00:41:48,840 --> 00:41:51,176
‫وظیفه‌ت اینه که مأموریت‌هات رو انجام بدی

522
00:44:11,740 --> 00:44:13,740
« محرمانه »
« فقط برای بالاترین سطح مجوز امنیتی »

523
00:44:16,529 --> 00:44:20,367
‫از جونز به تمام واحدها. زندانی‌ها در موقعیت هستن

524
00:44:20,450 --> 00:44:24,496
‫برای مبادله آماده‌ایم. یادتون باشه، تا
‫دستور داده نشده، کسی شلیک نمی‌کنه

525
00:44:26,414 --> 00:44:28,083
‫تیم رزمی یک، هدف در تیررسه

526
00:44:29,334 --> 00:44:31,044
‫رزمی دو، هدف در تیررس

527
00:44:39,094 --> 00:44:41,638
‫تیم رزمی یک، جونز. شلیک کنید

528
00:44:46,893 --> 00:44:49,521
‫تیم رزمی یک. هدف از پا دراومد. قتل تمیز

529
00:44:55,527 --> 00:44:58,113
‫تیم رزمی یک، جونز. شلیک کنید

530
00:45:00,782 --> 00:45:03,159
‫تیم رزمی یک. هدف از پا دراومد. قتل تمیز

531
00:45:10,667 --> 00:45:13,086
‫فکر نمی‌کردم برای این آماده باشی

532
00:45:16,047 --> 00:45:17,340
‫جونز دستور رو داد

533
00:45:17,424 --> 00:45:18,425
‫بله

534
00:45:19,384 --> 00:45:22,637
‫خانم جونز اومد خونۀ ما. من بهش اعتماد کردم

535
00:45:25,682 --> 00:45:27,892
‫چرا؟ چرا اون رو کُشت؟

536
00:45:27,976 --> 00:45:29,727
‫حالا می‌بینی؟

537
00:45:31,104 --> 00:45:35,316
‫اون به تو خیانت کرد. همون‌طور
‫که مکس به من خیانت کرد

538
00:45:42,782 --> 00:45:48,413
‫اون هدف روی دیوارت. فکر کنم
‫وقتشه براش یه اسم بذاریم

539
00:46:05,000 --> 00:46:21,000
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

