﻿1
00:00:00,126 --> 00:00:03,254
‫سلاحی مرموز که می‌تونن هر نقطه از جهان رو نشونه بگیرن
« آنچه گذشت »

2
00:00:03,337 --> 00:00:06,006
‫که می‌تونه صدهزار نفر رو بدون هشدار بکُشه

3
00:00:06,090 --> 00:00:08,634
‫اسم این سلاح «شمشیر نامرئی»ـه

4
00:00:08,718 --> 00:00:09,969
‫سلام؟

5
00:00:10,052 --> 00:00:11,512
‫باید خانم راتمن رو ببینیم

6
00:00:11,595 --> 00:00:14,557
‫شاید وقتی کارشون با «کنسنتو»
‫تموم شد، شما رو ملاقات کنن

7
00:00:14,640 --> 00:00:15,933
‫«کنسنتو»

8
00:00:16,015 --> 00:00:17,309
‫یه کشتیه

9
00:00:17,393 --> 00:00:19,437
‫امنیتش خیلی بالاست

10
00:00:19,520 --> 00:00:22,273
‫و ببین مالکش کیه، لوکا کوواچیچ

11
00:00:22,356 --> 00:00:24,150
‫کجاییم؟

12
00:00:24,233 --> 00:00:26,694
‫یه دفتر خالیْ درست بیرون هکنی داوْنز

13
00:00:26,777 --> 00:00:30,406
‫دولت بریتانیا با تروریست‌ها مذاکره نمی‌کنه

14
00:00:30,489 --> 00:00:31,407
‫یه یادداشت هست

15
00:00:31,490 --> 00:00:32,783
‫دست نزن!

16
00:00:35,411 --> 00:00:36,620
‫مأمور از پا دراومده

17
00:00:37,288 --> 00:00:40,499
‫ببین، تو فرز و شجاعی،

18
00:00:40,583 --> 00:00:45,337
‫اما هیچ‌کدوم از اون‌ها دربرابر ‫سم عصبی
یا ویروس یا هرچی ‫که هست، بی‌اهمیته

19
00:00:46,756 --> 00:00:48,257
‫یه پیغام برات دارم

20
00:00:48,340 --> 00:00:51,927
‫هرچی که می‌خوای بدونی،
‫دربارۀ «اسکورپیا»، دربارۀ گذشته‌ت،

21
00:00:52,011 --> 00:00:53,679
‫انتظارت رو می‌کشه

22
00:01:03,939 --> 00:01:05,357
‫یالا. یالا

23
00:01:05,441 --> 00:01:07,526
‫جواب نمی‌ده، تام. جواب نمی‌ده!

24
00:01:07,610 --> 00:01:09,612
‫- کایرا، باید بریم
‫- ممکنه اونجا در حال غرق‌شدن باشه

25
00:01:09,695 --> 00:01:11,906
‫هر لحظه ممکنه پلیس مثل موروملخ بریزه اینجا

26
00:01:12,072 --> 00:01:13,741
‫و وقتی می‌رسن، نباید اینجا باشیم

27
00:01:13,991 --> 00:01:16,160
‫بدو، کایرا! بدو!

28
00:02:28,400 --> 00:02:34,400
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

29
00:02:58,429 --> 00:02:59,471
‫اینجا کجاست؟

30
00:03:00,806 --> 00:03:02,349
‫به «ملِگاستو» خوش اومدی

31
00:03:08,355 --> 00:03:09,815
‫چرا کوواچیچ رو کُشتی؟

32
00:03:10,733 --> 00:03:12,318
پولش رو داده بودید

33
00:03:12,401 --> 00:03:14,987
‫پس هرچی که ازش می‌خواستید،
‫قبلاً به دست آورده بودید

34
00:03:15,070 --> 00:03:18,532
‫به نظر من که باهاش معامله کردید،
‫بعد درهرصورت کُشتیدش

35
00:03:20,659 --> 00:03:21,911
‫براتون چی ساخته بود؟

36
00:03:23,871 --> 00:03:25,623
‫ببین، من فقط به‌این‌خاطر باهات اومدم

37
00:03:25,706 --> 00:03:27,917
‫چون گفتی هرچی می‌خوام بدونم رو بهم می‌گی

38
00:03:28,000 --> 00:03:30,920
‫اگه می‌خوای فقط بی‌محلی کنی،
‫همون بهتر که بَرَم گردونی

39
00:03:32,129 --> 00:03:33,422
‫گفتی به جواب می‌رسم

40
00:03:35,466 --> 00:03:37,259
‫اون تصمیمش با خانم راتمنه

41
00:03:39,053 --> 00:03:41,013
‫تو اینجا می‌خوابی

42
00:03:41,096 --> 00:03:42,430
‫جولیا راتمن کجاست؟

43
00:03:43,933 --> 00:03:46,602
‫خانم راتمن هروقت مایل باشن می‌بیننت

44
00:03:46,685 --> 00:03:47,686
‫نه قبلش

45
00:04:22,096 --> 00:04:24,682
‫تام، دارن جسدها رو میارن بیرون

46
00:04:26,141 --> 00:04:30,521
‫چیزی نیست. فقط... آروم باش.
‫طو-طوری نیست. درست می‌شه

47
00:04:30,604 --> 00:04:33,107
‫- خیلی هم چیزیه
‫- دست بردار، کایرا!

48
00:04:33,190 --> 00:04:37,820
‫فقط باید بهش اعتماد کنی، باشه؟ مجبوریم

49
00:04:41,281 --> 00:04:42,825
‫الکسه!

50
00:04:42,908 --> 00:04:45,159
‫الکس، حالت خوبه؟

51
00:04:45,244 --> 00:04:46,412
‫کایرا؟ صدام رو داری؟

52
00:04:47,579 --> 00:04:49,623
‫آره، آره. صدات رو داریم. حالت خوبه؟

53
00:04:50,749 --> 00:04:52,418
‫آره، آره. خوبم. حالم خوبه

54
00:04:52,501 --> 00:04:54,503
‫چی شد؟ ما دیدیم که کشتی منفجر شد

55
00:04:54,586 --> 00:04:56,088
‫فکر کردیم تو داخلش بودی

56
00:05:03,262 --> 00:05:04,513
‫رفیق، صدات داره قطع می‌شه

57
00:05:09,852 --> 00:05:12,354
‫الکس، صدات رو نمی‌شنویم.
‫صدات داره قطع می‌شه

58
00:05:14,648 --> 00:05:15,774
‫کجایی؟

59
00:05:18,193 --> 00:05:20,320
‫من توی...

60
00:05:20,404 --> 00:05:24,033
‫یه پایگاه... از... ملِـ...

61
00:05:25,159 --> 00:05:27,536
‫آنتن مشکل داره

62
00:05:27,619 --> 00:05:30,330
‫الکس، بگو کجایی. میایم پیدات می‌کنیم، رفیق!

63
00:05:31,331 --> 00:05:32,791
‫می‌خواید سَربه‌نیستشون کنم؟

64
00:05:33,834 --> 00:05:34,918
‫فعلاً نه

65
00:06:05,866 --> 00:06:07,701
‫نه. نه

66
00:06:08,702 --> 00:06:10,704
‫نه، نه، نه، نه، نه، نه!

67
00:06:33,936 --> 00:06:36,313
‫فکر می‌کردم اینجا قراره امن باشه

68
00:06:36,396 --> 00:06:39,733
‫- چطور به رایانه‌هاتون دسترسی پیدا کردن؟
‫- پیدا نکردن

69
00:06:39,817 --> 00:06:41,318
‫وقتی یواس‌بی درایو توقیف شد،

70
00:06:41,401 --> 00:06:43,487
‫تیم جرم‌یابی قانونی شما ساختار فایل،

71
00:06:43,570 --> 00:06:47,241
‫یکپارچگی داده‌ها و تمام جزئیات نرم‌افزار رو بررسی کردن

72
00:06:47,324 --> 00:06:49,534
‫اما اون‌ها خیال کردن اون فقط یه درایو معمولیه

73
00:06:49,618 --> 00:06:52,621
‫نیست. یه کار سفارشیه

74
00:06:52,704 --> 00:06:58,502
‫این توی یه رجیستری کوچیک و جداگانه
‫توی یه «اِپرام» اختصاصی مخفی شده بود
‫[ حافظۀ فقط خواندنی قابل‌برنامه‌ریزی و پاک‌سازی ]

75
00:06:58,585 --> 00:07:02,631
‫مثل یه محفظۀ مخفی می‌مونه.
‫تنها کارش ارائۀ این پیام،

76
00:07:02,714 --> 00:07:06,051
‫و یه لینک به یه سرور رمزگذاری‌شدۀ غیرقابل‌ردیابیه

77
00:07:06,135 --> 00:07:07,177
‫چرا؟

78
00:07:07,261 --> 00:07:09,555
‫یه کانال بازه

79
00:07:09,638 --> 00:07:13,475
‫یعنی فقط نمی‌خوان پیام بفرستن. خواهان گفت‌وگوان

80
00:07:15,227 --> 00:07:16,937
‫ببخشید، فکر می‌کردم واضحه

81
00:07:18,105 --> 00:07:21,733
‫این رایانه و تغذیۀ ورودی/خروجی‌ش رو
‫به‌طور کامل از سیستم‌هامون جدا کرده‌ام

82
00:07:21,817 --> 00:07:22,860
شروع کن

83
00:07:30,617 --> 00:07:32,077
‫شما عهدشکنی کردید

84
00:07:33,287 --> 00:07:34,580
‫احرازِهویت کن

85
00:07:35,831 --> 00:07:37,791
‫ما «اسکورپیا» هستیم

86
00:07:37,875 --> 00:07:41,587
‫دستورات ما واضح بود. شما عهدشکنی کردید

87
00:07:41,670 --> 00:07:43,338
‫ما اشتباه کردیم

88
00:07:44,381 --> 00:07:47,092
‫و به‌خاطرش یک مأمور رو از دست دادیم

89
00:07:47,176 --> 00:07:50,304
‫ازتون می‌خوام وضعیت رو حادتر نکنید

90
00:07:50,387 --> 00:07:53,307
‫نمی‌تونن وضعیت رو حادتر کنن. چون دارن بلوف می‌زنن

91
00:07:55,475 --> 00:07:58,061
‫باور نمی‌کنید که تهدید واقعیه؟

92
00:07:59,229 --> 00:08:01,523
‫صادقانه؟ نه. چرا باید باور کنم؟

93
00:08:01,607 --> 00:08:03,817
‫از این سلاح مرموزتون بیشتر برام بگو

94
00:08:03,901 --> 00:08:05,360
‫تا شاید متقاعد بشم

95
00:08:05,444 --> 00:08:07,571
‫ما هیچی بهتون نمی‌گیم

96
00:08:07,654 --> 00:08:13,535
‫نشونتون می‌دیم. امروز ۱ عصر.
‫«شمشیر نامرئی» رو به کار می‌گیریم

97
00:08:13,619 --> 00:08:15,370
‫نیازی به این کار نیست

98
00:08:15,454 --> 00:08:18,665
‫هدف تیم فوتبال دوم بریتانیا خواهد بود

99
00:08:18,749 --> 00:08:21,919
‫نیازی به این کار نیست.
‫ما کاملاً حرفتون رو باور می‌کنیم

100
00:08:22,002 --> 00:08:24,171
‫تک‌تک بازیکنان تیم خواهند مُرد

101
00:08:26,840 --> 00:08:29,468
‫و شما هیچ کاری برای
‫جلوگیری از این اتفاق نمی‌تونید بکنید

102
00:08:31,178 --> 00:08:34,806
‫این عواقبی‌ست که به شما هشدار داده شده بود

103
00:08:41,270 --> 00:08:42,940
‫کار غیرضروری‌ای بود

104
00:08:43,815 --> 00:08:45,400
‫و اجتناب‌پذیر

105
00:08:45,484 --> 00:08:48,278
‫اگه عزم خودمون رو به این افراد
‫نشون ندیم، ضعیف جلوه می‌کنیم

106
00:08:48,362 --> 00:08:51,156
‫چون ضعیف هستیم. هیچی
‫نمی‌دونیم. هیچ اطلاعاتی نداریم

107
00:08:51,240 --> 00:08:53,992
‫این فرصتی بود که به حرفشون بیاریم،

108
00:08:54,076 --> 00:08:57,079
‫و ببینیم چی دستگیرمون می‌شه،
‫شما جلوش رو گرفتید

109
00:08:57,162 --> 00:09:01,500
‫من به «داوْنینگ استریت» (دفتر نخست‌وزیر) خبر می‌دم.
‫پیشنهاد می‌کنم سریع‌تر دنبال یه راه‌حل باشید

110
00:09:06,338 --> 00:09:07,881
‫تیم دوم الآن کجاست؟

111
00:09:07,965 --> 00:09:11,343
‫یه استادیوم توی ولز. توی زمین،
‫در حال گرم‌کردن برای یه بازی دوستانه

112
00:09:11,426 --> 00:09:12,970
‫و بازی ساعت چند تموم می‌شه؟

113
00:09:13,053 --> 00:09:14,554
‫یک بعدازظهر

114
00:09:14,638 --> 00:09:16,723
‫دو ساعت و نیم. برنامه‌ریزی و استخراج. برید

115
00:10:28,295 --> 00:10:29,212
‫ها!

116
00:10:32,424 --> 00:10:33,508
‫ها!

117
00:11:01,453 --> 00:11:02,329
‫سلام

118
00:11:07,959 --> 00:11:11,963
‫صبح به‌خیر. فکر نمی‌کنم با هم آشنا شده باشیم
‫[ به فرانسوی ]

119
00:11:13,006 --> 00:11:14,424
‫ببخشید؟

120
00:11:14,508 --> 00:11:17,177
‫اوه، انگلیسی‌ای. حیف شد

121
00:11:18,303 --> 00:11:20,597
‫امیدوار بودم بتونم فرانسوی‌م رو باهات تمرین کنم

122
00:11:21,681 --> 00:11:23,266
‫اینجا چه جاییه؟

123
00:11:23,350 --> 00:11:27,521
‫یه پایگاه شنودِ جنگ سرد.
‫البته که الآن از کار افتاده

124
00:11:27,604 --> 00:11:30,482
‫خب، قسمتی‌ش از کار افتاده

125
00:11:31,566 --> 00:11:33,193
‫من سیل هستم

126
00:11:33,276 --> 00:11:36,863
‫الکس. تو رو هم اون‌ها آوردن اینجا؟

127
00:11:37,948 --> 00:11:39,074
‫گیر افتادی؟

128
00:11:41,368 --> 00:11:42,702
‫یا از خودشونی؟

129
00:11:44,663 --> 00:11:46,039
‫از کی؟

130
00:11:46,123 --> 00:11:47,290
‫فکر کنم خودت می‌دونی

131
00:11:48,458 --> 00:11:52,087
‫اگه فقط فکر می‌کنی، پس وظیفۀ من نیست که بهت بگم

132
00:11:59,678 --> 00:12:01,304
‫خانم راتمن الآن به حضور می‌پذیرنت

133
00:12:10,063 --> 00:12:11,940
‫اگه یه جایی گیر افتاده باشه چی؟

134
00:12:14,401 --> 00:12:15,902
‫کایرا، باید پیداش کنیم

135
00:12:15,986 --> 00:12:17,696
‫به‌نظرت دارم چی‌کار می‌کنم؟

136
00:12:17,779 --> 00:12:18,864
‫عه؟ چطوری؟

137
00:12:20,615 --> 00:12:24,870
‫با خودم گفتم هر آزمایشگاهی
‫به محرمانگیِ «کنسنتو» باید دوربین مداربسته داشته باشه

138
00:12:24,953 --> 00:12:27,247
‫و ازطریق سرورهای خودش کار می‌کنه، نه؟

139
00:12:27,330 --> 00:12:31,168
‫آره. خب، قطعاً من هم همین‌طوری انجامش می‌دادم

140
00:12:31,251 --> 00:12:34,045
‫خب اون سرورها رو پیدا کردم.
‫اگه بتونیم فیلم رو ببینیم،

141
00:12:34,129 --> 00:12:36,089
‫می‌تونیم ببینیم دقیقاً چی سر الکس اومده

142
00:12:36,173 --> 00:12:38,467
‫ولی بدجوری فایروال شده. هیچ راهی نداره

143
00:12:38,550 --> 00:12:40,177
‫کایرا، باید این رو ببینی

144
00:12:40,260 --> 00:12:44,306
‫آم، دکتر کوواچیچ. همون دانشمند الماسی

145
00:12:44,389 --> 00:12:45,849
‫انگار مُرده

146
00:12:49,144 --> 00:12:50,562
‫این جدی‌جدی می‌تونه کمکمون کنه

147
00:12:51,396 --> 00:12:54,566
‫کوواچیچ مسئول بود. ولی توی
‫قایق زندگی نمی‌کرد، اون...

148
00:12:54,649 --> 00:12:57,235
‫اینجا توی والِتا یه آپارتمان داره

149
00:12:57,319 --> 00:13:00,614
‫شرطِ چی که اونجا یه رایانۀ
‫متصل به سیستم‌های آزمایشگاه داره؟

150
00:13:00,697 --> 00:13:04,326
‫ببخشید، الآن... داری پیشنهاد می‌کنی
‫که دزدکی وارد خونۀ یه مرد مُرده بشیم؟

151
00:13:04,409 --> 00:13:06,161
‫قرار نیست اونجا باشه که

152
00:13:06,244 --> 00:13:10,373
‫خیلی‌خب، نه. نه، نه. من-من...
‫کایرا، به‌نظرم وقتشه به جک زنگ بزنیم

153
00:13:10,457 --> 00:13:13,502
‫و چی بهش بگیم؟ الکس غیبش زده و نمی‌دونیم کجاست؟

154
00:13:13,585 --> 00:13:15,545
‫نه، فقط می‌گم...

155
00:13:15,629 --> 00:13:17,506
‫که از توان ما خارجه؟

156
00:13:17,589 --> 00:13:22,344
‫آره! آره، پس چی؟! یعنی خودت
‫این‌طور فکر نمی‌کنی؟ فقط یه‌ذره؟

157
00:13:22,427 --> 00:13:24,930
‫الکس به کمک ما نیاز داره و ما درست بغلشیم

158
00:13:25,013 --> 00:13:27,599
‫جک الآن لندنه، اون کاری جز دلواپسی نمی‌تونه بکنه

159
00:13:27,682 --> 00:13:29,684
‫ولی بذار من دستم به رایانۀ کوواچیچ برسه

160
00:13:29,768 --> 00:13:32,354
‫اون‌وقت شاید بتونیم بفهمیم واقعاً چی سرش اومده

161
00:13:32,437 --> 00:13:34,981
‫بعد به جک زنگ می‌زنیم، باشه؟

162
00:13:35,065 --> 00:13:37,150
‫استادیوم حدود ۳۰هزار نفر گنجایش داره،

163
00:13:37,234 --> 00:13:39,236
‫ولی زیاد بازی مهمی نیست

164
00:13:39,319 --> 00:13:42,531
‫بازی دوستانه وسطِ‌هفته، حدود ۲هزار تماشاگر

165
00:13:42,614 --> 00:13:44,741
‫منطقۀ محدود

166
00:13:44,824 --> 00:13:47,911
‫حملۀ شیمیایی، گاز اعصاب یا فقط یه بمب

167
00:13:47,994 --> 00:13:50,622
‫اون‌طوری جمعیت حاضر بیشتر در خطرن تا بازیکن‌ها

168
00:13:50,705 --> 00:13:52,165
‫فکر می‌کنی براشون مهمه؟

169
00:13:52,249 --> 00:13:55,544
‫یه چیزی توی تهدیده بود که خیلی به‌خصوص بود

170
00:13:55,627 --> 00:13:57,629
‫نظرت اینه که حقیقت رو بهمون گفتن

171
00:13:57,712 --> 00:13:59,339
‫اسمش رو بذار حدس آگاهانه

172
00:13:59,422 --> 00:14:01,800
‫یه هلیکوپتر آماده‌ست که ما رو اونجا ببره

173
00:14:01,883 --> 00:14:03,426
‫لباس‌شخصی‌های محلی داخلن

174
00:14:03,510 --> 00:14:05,845
‫اگه نیاز به تخلیه باشه، براش شیوه‌نامه هست

175
00:14:05,929 --> 00:14:11,434
‫چرا بهمون هشدار بدن؟ چرا بگن یکِ
‫عصر، برای واکنش بهمون وقت بدن؟

176
00:14:11,518 --> 00:14:14,354
‫می‌دونم. من هم حس بدی بهش دارم

177
00:14:14,437 --> 00:14:16,690
‫مسابقه الآن شروع شد

178
00:14:16,773 --> 00:14:19,317
‫خب، «اسکورپیا» گفت بهمون نشون می‌ده

179
00:14:19,401 --> 00:14:21,945
‫همۀ بازیکن‌ها و هوادارها زیر ذره‌بین هستن

180
00:14:22,028 --> 00:14:23,446
‫نباید به‌همین‌شکل بمونه

181
00:14:28,952 --> 00:14:30,537
‫صبح به‌خیر، الکس

182
00:14:32,956 --> 00:14:34,457
‫خانم راتمن

183
00:14:34,540 --> 00:14:37,836
‫لطفاً جولیا صدام کن. اون‌طوری خیلی پیر به نظر میام

184
00:14:40,922 --> 00:14:42,090
‫می‌تونی تنهامون بذاری، نایل

185
00:14:46,386 --> 00:14:47,345
‫بگیر بشین

186
00:15:02,235 --> 00:15:05,697
‫خب، چرا اینجایی، الکس؟

187
00:15:05,780 --> 00:15:09,868
‫تو بهم بگو. تو بودی که گفتی بیارنم اینجا

188
00:15:09,951 --> 00:15:12,078
‫ولی این تمامِ حقیقت نیست، هست؟

189
00:15:13,163 --> 00:15:16,082
‫تو الآن خیلی‌وقته دنبال ما هستی

190
00:15:16,166 --> 00:15:17,334
‫می‌خواستی پیدامون کنی

191
00:15:18,668 --> 00:15:21,171
‫هزاران کیلومتر سفر کردی که اینجا باشی

192
00:15:22,631 --> 00:15:24,507
‫حالا حقیقت رو بگو. چرا؟

193
00:15:26,051 --> 00:15:27,177
‫تا کار شما رو تموم کنم

194
00:15:29,638 --> 00:15:31,431
‫تا «اسکورپیا» رو از بین ببرم

195
00:15:33,850 --> 00:15:36,186
‫واقعاً همچین چیزی به خوردِ خودت می‌دادی؟

196
00:15:40,857 --> 00:15:46,279
‫تو اینجایی چون نمی‌تونی سر دربیاری،

197
00:15:46,363 --> 00:15:47,906
‫و آرزو می‌کردی می‌تونستی

198
00:15:49,074 --> 00:15:52,535
‫اینجایی چون یه‌سری از قطعه‌های پازل گم شده‌ان،

199
00:15:52,619 --> 00:15:54,079
‫و نمی‌تونی پیداشون کنی

200
00:15:55,246 --> 00:15:57,415
‫اینجایی چون جواب می‌خوای

201
00:16:04,005 --> 00:16:05,298
‫خارق‌العاده‌ست

202
00:16:09,344 --> 00:16:10,303
‫چی؟

203
00:16:10,387 --> 00:16:12,097
‫خیلی شبیه پدرت هستی

204
00:16:28,738 --> 00:16:30,699
‫تو از پدر من چی می‌دونی؟

205
00:16:32,992 --> 00:16:33,993
‫همه‌چی

206
00:16:37,205 --> 00:16:38,665
‫حرفت رو باور نمی‌کنم

207
00:16:38,748 --> 00:16:42,836
‫باید بکنی. چون پدرت یکی از ما بود

208
00:16:45,630 --> 00:16:47,632
‫کمتر از ۹۰ دقیقه

209
00:16:47,716 --> 00:16:50,635
‫- یه نقشه برای استخراجشون داریم
‫- بگو ببینم

210
00:16:50,719 --> 00:16:53,888
‫خب، به‌لحاظ راهکنشی، منطقۀ خوبی برامون نیست

211
00:16:53,972 --> 00:17:01,271
‫خود استادیوم یک هدف محدوده. و قبل از اینکه بتونیم ‫انتخابِ
مسیر بکنیم، جادۀ اصلیِ خروجـی ‫نزدیک دو کیلومتر ادامه داره

212
00:17:01,354 --> 00:17:03,815
‫جاده‌های کوتاه‌تری هست که
‫می‌تونیم ازشون استفاده کنیم

213
00:17:03,898 --> 00:17:07,527
‫تیم رو تقسیم می‌کنیم، ۱۱ ماشین، ۱۱ جهت

214
00:17:07,609 --> 00:17:11,781
‫یهویی یک هدف
‫مثل انفجار ستاره‌ای زیاد می‌شه

215
00:17:11,865 --> 00:17:13,491
‫- خوبه
‫- نه

216
00:17:14,826 --> 00:17:17,662
‫توی چند ماشین بذاریمشون و در
‫جهت‌های مختلف پراکنده‌شون کنیم

217
00:17:17,746 --> 00:17:20,373
‫تا یکی‌یکی بهشون شلیک بشه؟

218
00:17:20,457 --> 00:17:22,083
‫می‌تونیم هوایی منتقلشون کنیم

219
00:17:22,166 --> 00:17:24,586
‫سریع‌تره، ولی طیف هدف رو افزایش می‌ده

220
00:17:24,669 --> 00:17:28,006
‫تا موشک‌های زمین‌به‌هوا و موشک‌هایی
‫که می‌تونن از هرجا زده بشن، در بر بگیره

221
00:17:28,089 --> 00:17:29,048
‫نه

222
00:17:29,132 --> 00:17:30,633
‫فکر بهتری دارید؟

223
00:17:30,717 --> 00:17:32,010
‫خیلی بهتر

224
00:17:32,093 --> 00:17:35,054
‫یک پایگاه نظامی درست در
‫جنوب‌غربی استادیوم هست

225
00:17:35,138 --> 00:17:36,890
‫لطفاً اگه می‌شه بیاریدش بالا

226
00:17:41,436 --> 00:17:42,771
‫اون چیزیه که ازش استفاده می‌کنیم

227
00:17:42,854 --> 00:17:44,147
‫ارتش رو میاریم،

228
00:17:44,439 --> 00:17:47,066
‫جاده رو ایمن می‌کنیم، حریم هوایی رو می‌بندیم،

229
00:17:47,150 --> 00:17:49,819
‫و تیم فوتبال رو مستقیماً به پایگاه برمی‌گردونیم

230
00:17:49,903 --> 00:17:53,364
‫در عرض چند دقیقه یک گردان پیاده‌نظام
‫ازشون پاسبانی خواهند کرد

231
00:17:53,448 --> 00:17:55,742
‫و خیلی دوست دارم ببینم یه گروه
‫تروریستی باهاشون رُودررُو می‌شه

232
00:17:55,825 --> 00:17:56,993
‫چطور می‌بریدشون اونجا؟

233
00:17:57,076 --> 00:17:58,411
‫یک اتوبوس زرهی

234
00:17:58,495 --> 00:18:01,247
‫شیشه‌های ضدگلوله، محافظ بمب‌کنارجاده‌ای در زیر،

235
00:18:01,331 --> 00:18:04,501
‫مقاوم دربرابر آرپی‌جی و حملات موشکی

236
00:18:04,584 --> 00:18:07,212
‫کم از تانک نداره، ایمن‌ترین وسیلۀ نقلیه روی زمینه

237
00:18:07,295 --> 00:18:10,215
‫همچنین شما دارید تمام دارایی‌مون رو توی یک سبد می‌ذارید

238
00:18:10,298 --> 00:18:11,674
‫شما تازه یه مأمور از دست دادید،

239
00:18:11,758 --> 00:18:14,177
‫پس طبیعیه که همه‌چی رو زیرسؤال ببرید

240
00:18:17,972 --> 00:18:22,101
‫دارید به «اسکورپیا» یک هدف واحد می‌دید.
‫دارید لقمه رو براشون آماده می‌کنید

241
00:18:22,185 --> 00:18:26,856
‫این حالا عملیات نظامی محسوب
‫می‌شه. انتظار همکاری کامل داریم

242
00:18:28,608 --> 00:18:29,818
‫می‌خوام هر دو اونجا باشید

243
00:18:36,449 --> 00:18:38,910
‫خب، همین خیابونه

244
00:18:44,666 --> 00:18:45,917
‫شمارۀ چنده؟

245
00:18:46,000 --> 00:18:48,086
‫آ... 84‌B

246
00:18:51,172 --> 00:18:52,674
‫آره. خودشه

247
00:18:53,925 --> 00:18:56,177
‫حالا چطور بریم تو؟

248
00:18:58,346 --> 00:18:59,931
‫«پیتزا» به مالتی چی می‌شه؟

249
00:19:04,018 --> 00:19:05,270
‫«پیتزا»

250
00:19:08,523 --> 00:19:09,482
‫پیتزا

251
00:19:13,111 --> 00:19:14,404
‫آره!

252
00:20:19,093 --> 00:20:21,721
‫کم‌کم دارم دلیل دو تا طلاق رو می‌فهمم

253
00:20:31,022 --> 00:20:35,693
‫خب... باید رمزش رو حدسی چیزی بزنی؟

254
00:20:35,777 --> 00:20:36,778
‫نه

255
00:20:38,488 --> 00:20:40,323
‫خب، پس چطوری بازش می‌کنی؟

256
00:20:40,406 --> 00:20:42,241
‫به‌کندی، اگه ساکت نشی

257
00:20:44,410 --> 00:20:45,411
‫باشه

258
00:20:55,755 --> 00:20:58,508
‫از این روش خوشم نمیاد. در معرض خطریم

259
00:20:58,591 --> 00:21:00,635
‫می‌دونم. ولی اون‌ها هم اون داخل در معرض خطرن

260
00:21:03,096 --> 00:21:04,847
‫۲۸ دقیقه وقت داریم

261
00:21:04,931 --> 00:21:07,475
‫او در «هنگ چترنجات»ِ نخبگان یک افسر بود

262
00:21:07,558 --> 00:21:10,103
‫کهنه‌سرباز نشان‌دار عراق و افغانستان

263
00:21:10,186 --> 00:21:14,148
‫اما امروز جان رایدر به‌اتهام قتل عمد
‫به دو سال زندان محکوم شد

264
00:21:14,440 --> 00:21:17,360
‫خیال می‌کردم خیلی آدم خوبی باشه.
‫به‌خاطر ارتشی‌بودنش و این چیزها

265
00:21:17,527 --> 00:21:19,654
‫اما اون شب کلی مشروب خورده بود،

266
00:21:19,737 --> 00:21:21,948
‫دست‌به‌یقه شد

267
00:21:22,031 --> 00:21:23,032
‫مسلح بود؟

268
00:21:23,116 --> 00:21:24,993
‫نه، نیازی هم نداشت

269
00:21:25,076 --> 00:21:28,454
‫چندتا مشت و خلاص. طرف مقابل شانسی نداشت

270
00:21:30,456 --> 00:21:34,127
‫طرف مقابل دعوا رو شروع کرد.
‫ولی پدرت اون رو کُشت

271
00:21:36,462 --> 00:21:40,133
‫قاضی به‌دلیل سابقۀ جنگی پدرت باهاش مدارا کرد،

272
00:21:40,216 --> 00:21:44,637
‫ولی باز هم نابود شد. با بی‌آبرویی از ارتش اخراج شد

273
00:21:44,721 --> 00:21:47,390
‫رتبه و مدال‌هاش گرفته شد

274
00:21:48,933 --> 00:21:50,393
‫من تاحالا این رو ندیده بودم

275
00:21:52,270 --> 00:21:54,063
‫ایان هیچ‌وقت چیزی نگفت

276
00:21:54,147 --> 00:21:58,359
‫خب، عموت برای «سازمان» کار می‌کرد، پس...

277
00:21:58,443 --> 00:22:00,945
‫می‌تونی درک کنی که چرا ازت مخفی‌ش کردن

278
00:22:01,946 --> 00:22:06,909
‫هیچ‌کدوم از دوست‌هاش حمایتش نکردن.
‫ارتش هم بهش پشت کرد

279
00:22:06,993 --> 00:22:08,786
‫حتی عموت هم پا پس کشید

280
00:22:09,912 --> 00:22:13,332
‫و به‌نظرم اون بیش‌ازهمه
‫قلب جان رو به درد آورد

281
00:22:13,416 --> 00:22:14,834
‫برادر خودش

282
00:22:19,172 --> 00:22:21,049
‫واسه همین اومد پیش شما؟

283
00:22:21,132 --> 00:22:23,593
‫ما پیش اون رفتیم. بهش ایمان داشتیم

284
00:22:24,677 --> 00:22:26,679
‫مهارت‌هاش رو کشف کردیم

285
00:22:28,973 --> 00:22:32,143
‫اون تبدیل به دوست خیلی صمیمی من شد

286
00:22:33,811 --> 00:22:36,189
‫بهترین مأمور تاریخمون بود

287
00:22:38,107 --> 00:22:43,071
‫ما دشمن تو نیستیم، الکس. هیچ‌وقت هم نبودیم

288
00:22:43,154 --> 00:22:47,492
‫فایل‌های دوربین مداربستۀ آزمایشگاه رو پیدا کردم.
‫هرچی که از سه روز گذشته هست

289
00:22:47,575 --> 00:22:49,202
‫خب، نشونم بده

290
00:22:53,039 --> 00:22:54,874
‫شاید توی انفجار آسیب دیدن؟

291
00:22:54,957 --> 00:22:58,377
‫نه، این‌ها قبل از انفجار خراب شده بودن

292
00:22:58,461 --> 00:23:01,047
‫و این کار الکس نبوده

293
00:23:01,130 --> 00:23:03,758
‫یکی دیگه محتوا رو پاک کرده؟

294
00:23:03,841 --> 00:23:06,761
‫کایرا، فکر کنم یکی از همسایه‌ها
‫پلیس رو خبر کرده. باید بریم

295
00:23:06,844 --> 00:23:08,513
‫الآن! الآن!

296
00:23:10,306 --> 00:23:11,766
‫یالا! تکون بخور!

297
00:23:15,645 --> 00:23:17,939
‫برو، برو، برو! برو! برو!

298
00:23:27,031 --> 00:23:28,199
‫تام! از این‌طرف!

299
00:23:30,159 --> 00:23:32,787
‫دیدی؟ گفتم ما هم می‌تونیم جاسوس‌بازی بکنیم!

300
00:23:51,556 --> 00:23:52,807
‫بیست دقیقه

301
00:24:04,152 --> 00:24:06,154
‫دریافت شد. اتوبوس رسید

302
00:24:06,237 --> 00:24:10,074
‫جاده بسته و پاک‌سازی شده.
‫فرماندۀ واحد می‌گه آماده‌ان

303
00:24:13,119 --> 00:24:14,912
‫ناظرها حاضر و آماده‌باش هستن

304
00:24:19,041 --> 00:24:20,251
‫از اونجا بیاریدشون بیرون

305
00:24:22,253 --> 00:24:23,838
‫پس پدرم قاتل بوده؟

306
00:24:25,756 --> 00:24:28,134
‫قبل از پیوستن به ما قاتل بود، الکس

307
00:24:28,217 --> 00:24:29,802
‫ولی برای شما آدم می‌کشت؟

308
00:24:31,179 --> 00:24:34,182
‫بله. برای همین بهش دستمزد می‌دادیم

309
00:24:34,265 --> 00:24:36,392
‫همۀ این‌ها ممکنه ساختگی باشه

310
00:24:36,475 --> 00:24:40,646
‫فیلم، پرونده. همه‌شون می‌تونه دروغ باشه

311
00:24:40,730 --> 00:24:45,651
‫فایده‌ش چیه؟ چرا باید به خودم
‫زحمت بدم و بهت دروغ بگم؟

312
00:24:45,735 --> 00:24:47,737
‫چون کار «اسکورپیا» همینه

313
00:24:47,820 --> 00:24:50,656
‫نه. این کار «سازمان»ـه

314
00:24:51,782 --> 00:24:56,787
‫اون‌ها تمام مدت از همۀ این‌ها خبر داشتن.
‫و فقط ازت استفاده کردن

315
00:24:56,871 --> 00:25:00,875
‫برای نجات مردم! کار «اسکورپیا» چیه؟

316
00:25:03,419 --> 00:25:04,754
‫ما خواهان تغییریم

317
00:25:13,387 --> 00:25:15,598
‫نمی‌خواستم مجبور بشم این‌ها رو نشونت بدم

318
00:25:21,729 --> 00:25:24,190
‫ممکنه برات دردآور باشن

319
00:25:24,273 --> 00:25:26,943
‫اما فکر کنم دست‌خطش رو بشناسی

320
00:25:32,073 --> 00:25:35,368
‫پدرت بارها برای من نامه نوشت

321
00:25:35,451 --> 00:25:38,162
‫تا بابت کاری که براش کردیم تشکر کنه

322
00:25:39,747 --> 00:25:43,834
‫و برای اینکه از احساسش نسبت به من بگه...

323
00:26:06,023 --> 00:26:08,818
‫چه خبر شده؟ وایسا. چه خبر شده؟

324
00:26:08,901 --> 00:26:10,027
‫شوخی‌ت گرفته!

325
00:26:10,111 --> 00:26:11,696
‫- دو-یک
‫- باید به بازی برگردیم!

326
00:26:11,779 --> 00:26:13,698
‫- ای‌وای
‫- اگه نکنه چی؟

327
00:26:13,823 --> 00:26:16,117
‫- این یارو کیه؟ اون کیه؟
‫- چی شده؟

328
00:26:17,285 --> 00:26:19,245
‫چه خبره؟ قضیه چیه؟

329
00:26:24,125 --> 00:26:25,793
‫هی، قضیه چیه؟ شما کی هستی؟

330
00:26:25,918 --> 00:26:28,587
‫من خانم جونز هستم، خدمات امنیتی

331
00:26:28,671 --> 00:26:30,881
‫یه مسئله پیش اومده. و ازتون می‌خوام همکاری کنید

332
00:26:30,965 --> 00:26:32,675
‫- چه مسئله‌ای؟
‫- بعداً توضیح می‌دیم

333
00:26:32,758 --> 00:26:35,428
‫تمام وسایلتون رو بذارید اینجا باشه
‫و همین الآن همراهم بیاید

334
00:26:36,721 --> 00:26:39,223
‫حرکت کنید. فوراً! سریع

335
00:26:42,643 --> 00:26:44,395
‫یالا. حرکت کنید. برید. سریع

336
00:26:49,066 --> 00:26:50,067
‫سریع

337
00:26:51,986 --> 00:26:53,404
‫یازده دقیقه

338
00:26:55,364 --> 00:26:56,866
‫بهتره با ماشین پشتی بیای

339
00:26:56,949 --> 00:26:58,701
‫فکر می‌کردم این مثل تانک ایمنه

340
00:26:58,784 --> 00:27:01,704
‫دیگه «اسکورپیا» رو دست‌کم نمی‌گیرم. ماشین رو بردار

341
00:27:14,633 --> 00:27:16,552
‫یه سفر کوتاه توی حومۀ شهر داریم

342
00:27:16,635 --> 00:27:18,512
‫بعد توضیح می‌دیم ماجرا چیه

343
00:27:18,596 --> 00:27:19,805
‫حرکت کنیم

344
00:27:21,557 --> 00:27:23,351
‫مرکز، واحد یک، ما در حرکتیم

345
00:27:24,477 --> 00:27:28,022
‫واحد یک، مرکز. دریافت شد. موفق باشید

346
00:28:00,346 --> 00:28:02,306
‫ازش عارت نیاد، الکس

347
00:28:04,100 --> 00:28:08,854
‫جان هیچ‌وقت خودش رو تغییر نداد.
‫فقط افرادی که براشون کار می‌کرد رو تغییر داد

348
00:28:08,938 --> 00:28:11,399
‫چرا من رو آوردی اینجا؟

349
00:28:11,482 --> 00:28:15,569
‫خودت می‌دونی چرا. می‌خوام به «اسکورپیا» بپیوندی

350
00:28:15,653 --> 00:28:17,071
‫اون‌وقت چرا باید همچین کاری کنم؟

351
00:28:23,869 --> 00:28:27,623
‫چون تو می‌دونی دنیا سیاه‌وسفید نیست

352
00:28:29,375 --> 00:28:31,210
‫سازوکار دنیا اون‌طوری نیست

353
00:28:31,293 --> 00:28:34,046
‫تنها چیزی که واقعاً داریم
‫کسایی‌ان که بهشون اعتماد داریم

354
00:28:36,173 --> 00:28:40,010
‫و ما بهت اعتماد داریم، الکس. تو رو می‌خوایم

355
00:28:44,765 --> 00:28:47,143
‫حالا یه‌سری کار دارم، پس...

356
00:28:48,310 --> 00:28:51,021
‫خوب وقت بذار. بهش فکر کن

357
00:28:54,024 --> 00:28:55,234
‫اینجا می‌تونه خونه‌ت باشه

358
00:29:02,783 --> 00:29:06,162
‫پیشرفت خوبیه. راهی نمونده

359
00:29:17,131 --> 00:29:18,424
‫منطقه امن به نظر می‌رسه

360
00:29:19,633 --> 00:29:21,510
‫بالای سر چطور؟

361
00:29:21,594 --> 00:29:23,471
‫ماهواره و فضای پرواز بدون مانعه

362
00:29:23,554 --> 00:29:27,057
‫دید خوبی داریم. هیچ اثر گرمایی روی زمین وجود نداره

363
00:29:27,141 --> 00:29:28,225
‫هیچی

364
00:29:33,022 --> 00:29:34,690
‫استخراج رو انتخاب کردن؟

365
00:29:37,151 --> 00:29:38,861
‫کاروان زرهی

366
00:29:38,944 --> 00:29:41,989
‫چقدر قابل‌پیش‌بینی

367
00:29:45,534 --> 00:29:47,369
‫چیز دیگه‌ای هم برام داری، نایل؟

368
00:29:48,871 --> 00:29:50,331
‫«سازمان» همراهشونه

369
00:29:51,665 --> 00:29:52,833
‫عالی شد

370
00:30:21,529 --> 00:30:24,698
‫و حالا شروع می‌شه

371
00:30:49,348 --> 00:30:51,392
‫مرکز، واحد یک، به ما حمله شده!

372
00:30:51,475 --> 00:30:53,018
‫خودرو رو نگه دار!

373
00:31:44,194 --> 00:31:47,281
‫مُرده‌ان. همه‌شون مُرده‌ان

374
00:31:47,364 --> 00:31:48,532
‫کس دیگه‌ای نمرده؟

375
00:31:49,908 --> 00:31:53,454
‫نه. فقط تیم فوتبال. همون‌طور که گفتن

376
00:31:56,957 --> 00:31:58,542
‫هنوز فکر می‌کنید دارن بلوف می‌زنن؟

377
00:31:59,793 --> 00:32:02,254
‫این... این ممکن نیست

378
00:32:02,338 --> 00:32:05,924
‫این «اسکورپیا»ست. بلوف نمی‌زنن، بازی نمی‌کنن

379
00:32:06,800 --> 00:32:07,968
‫من گزینه می‌خوام

380
00:32:08,093 --> 00:32:09,928
‫بهتون گزینه دادیم. شما ردشون کردید

381
00:32:10,012 --> 00:32:14,516
‫حالا ۱۱ نفر دیگه مُردن. انتظار دارم
‫که بخواید نخست‌وزیر رو مطلع کنید

382
00:32:41,085 --> 00:32:44,713
‫خب، قفل مرحلۀ جدیدی رو باز کردیم

383
00:32:44,797 --> 00:32:46,548
‫فقط ساکت باش. هیچی بهشون نگو

384
00:32:48,258 --> 00:32:51,679
‫فراموش کردم به دستگیرشدن توی
‫کشورهای خارجی عادت داری، نه؟

385
00:32:53,514 --> 00:32:57,309
‫اون «جراحت ناشی از سوپ»ت در چه حاله؟ هنوز...

386
00:32:57,393 --> 00:33:00,187
‫باز شروع نکن. به‌اندازۀ کافی از الکس کشیدم

387
00:33:00,270 --> 00:33:03,273
‫فقط برای این پرسیدم چون که، می‌دونی...

388
00:33:04,608 --> 00:33:05,609
‫نه. نمی‌دونم

389
00:33:07,236 --> 00:33:13,075
‫چون ازت خوشش میاد. چون واقعاً براش مهمی

390
00:33:13,158 --> 00:33:16,203
‫همون‌طور که...

391
00:33:16,286 --> 00:33:19,540
‫اون برای تو مهمه

392
00:33:24,920 --> 00:33:27,715
‫یکی می‌خواد باهاتون صحبت کنه

393
00:33:29,299 --> 00:33:32,344
‫گوشی‌تون هی زنگ می‌خورد،

394
00:33:32,428 --> 00:33:35,180
‫و گروهبانم اشتباه بزرگی کرد که جواب داد

395
00:33:35,264 --> 00:33:38,058
‫پس حالا یه وکیل دارید

396
00:33:38,142 --> 00:33:39,601
‫متشکر، سرکار

397
00:33:39,685 --> 00:33:41,687
‫می‌خواید تنهاتون بذارم که درباره‌ش صحبت کنید؟

398
00:33:41,770 --> 00:33:44,440
‫نیازی نیست. موکل‌های من زیاد اینجا نمی‌مونن

399
00:33:44,523 --> 00:33:47,359
‫موکل‌های شما به‌جرم ورود غیرقانونی تحت بازداشتن

400
00:33:47,443 --> 00:33:49,737
‫کسی واقعاً دید که بی‌اجازه وارد خونه بشن؟

401
00:33:49,820 --> 00:33:52,531
‫اون‌طور که متوجه شده‌ام
‫اون‌ها توی خیابون دستگیر شدن

402
00:33:52,614 --> 00:33:55,325
‫و گمون کنم وقتی موکل‌هام دستگیر شدن،

403
00:33:55,409 --> 00:33:59,955
‫طبق مادۀ 355AC قوانین آیین
‫دادرسی کیفری جمهوری مالت

404
00:34:00,038 --> 00:34:02,791
‫حقوقشون به انگلیسی قرائت شده؟

405
00:34:02,875 --> 00:34:06,086
‫آره. درواقع هیچ‌کس حقوقمون رو قرائت نکرد

406
00:34:06,170 --> 00:34:07,379
‫راست می‌گن؟

407
00:34:09,630 --> 00:34:12,467
‫شما دو تا توی خونۀ دکتر کوواچیچ چی‌کار می‌کردید؟

408
00:34:12,551 --> 00:34:14,844
‫نگران دوستمون بودیم

409
00:34:14,928 --> 00:34:16,179
‫کدوم دوست؟

410
00:34:16,263 --> 00:34:17,806
‫دیشب نیومد خونه

411
00:34:17,889 --> 00:34:21,435
‫و یکی‌دو روز پیش در حال
‫صحبت با دکتر کوواچیچ دیدیمش

412
00:34:21,518 --> 00:34:23,061
‫یه مرد عجیب‌غریب

413
00:34:23,187 --> 00:34:25,563
‫بعد اسمش رو توی روزنامه دیدیم،
‫برای همین رفتیم خونه‌ش

414
00:34:25,647 --> 00:34:30,277
‫نمی‌خواستیم چیزی بدزدیم. فقط
‫می‌خواستیم دوستمون رو پیدا کنیم

415
00:34:36,992 --> 00:34:38,243
‫شما دو تا همین‌جا وایستید

416
00:34:44,123 --> 00:34:45,833
‫جک. عجب... اوه

417
00:34:45,918 --> 00:34:48,920
‫چی... چطوره بهم بگید اونجا چه بلبشویی به پاست؟

418
00:34:49,004 --> 00:34:51,547
‫داریم روش کار می‌کنیم. می‌دونیم
‫حالش خوبه. صبحی بهمون زنگ زد

419
00:34:51,632 --> 00:34:55,092
‫آره. خط مشکل داشت ولی گفت حالش خوبه

420
00:34:55,177 --> 00:34:56,637
ولی ‫نمی‌دونید کجاست؟

421
00:34:58,680 --> 00:35:00,641
‫دیگه کافیه. همین الآن سوار هواپیما می‌شم

422
00:35:00,724 --> 00:35:01,850
‫این کار رو نکن

423
00:35:01,934 --> 00:35:03,185
‫چرا نکنم؟

424
00:35:03,268 --> 00:35:04,394
‫چون داریم حلش می‌کنیم

425
00:35:04,478 --> 00:35:05,896
‫شما توی کلانتری هستید

426
00:35:05,979 --> 00:35:08,190
‫نه زیاد، به‌لطف تو

427
00:35:08,273 --> 00:35:12,653
‫تا موقعی که بلیت بخری، توی صف
‫فرودگاه وایستی، سوار هواپیما بشی،

428
00:35:12,736 --> 00:35:14,863
‫ما ممکنه ازقبل پیداش کرده باشیم. ما درست کنارشیم

429
00:35:14,947 --> 00:35:17,366
‫مسئولیتش با ماست. بذار هر کار می‌تونیم بکنیم

430
00:35:20,410 --> 00:35:21,829
‫باید در جریان بذاریدم

431
00:35:21,912 --> 00:35:23,747
‫هر ساعت، سر ساعت

432
00:35:23,831 --> 00:35:25,791
‫الکس رو پیدا کنید

433
00:35:49,690 --> 00:35:51,567
‫کلنر کجاست؟

434
00:35:51,650 --> 00:35:52,776
‫«وایت‌هال»
‫[ مرکز دولت بریتانیا ]

435
00:35:54,403 --> 00:35:55,612
‫که از کارش دفاع کنه

436
00:35:55,988 --> 00:35:59,575
‫آم... ما در حال پیگیری سریع کالبدشکافی هستیم

437
00:35:59,658 --> 00:36:05,163
‫هیچ اثری، هیچ تاول و هیچ نشانه‌ای
‫از هرگونه حملۀ شیمیایی وجود نداشت

438
00:36:07,416 --> 00:36:10,252
‫نه سوختگی‌ای نه هیچی

439
00:36:13,714 --> 00:36:15,632
‫هر کسی می‌تونه یه اتوبوس پر از آدم رو بکُشه

440
00:36:18,510 --> 00:36:19,845
‫ولی اینکه این‌طوری سَواشون کنی...

441
00:36:24,308 --> 00:36:25,559
‫شما باید مُرده باشید

442
00:36:27,269 --> 00:36:30,188
‫ولی نیستید. سربازها هم نمردن

443
00:36:33,859 --> 00:36:35,402
‫به زمان بیشتری نیاز داریم

444
00:36:44,119 --> 00:36:45,662
‫اینجا می‌تونه خونه‌ت باشه

445
00:36:46,914 --> 00:36:51,543
‫می‌خوام به «اسکورپیا» بپیوندی.
‫خیلی شبیه پدرت هستی

446
00:36:51,627 --> 00:36:54,046
‫اون مأمور «اسکورپیا» بود

447
00:40:05,987 --> 00:40:10,075
‫تو زندانی نیستی. جاده اون‌طرفه

448
00:40:10,158 --> 00:40:11,785
‫اگه حدود سه کیلومتر در امتدادش پیاده بری،

449
00:40:11,868 --> 00:40:14,371
‫یه ایستگاه اتوبوس هست
‫که برت می‌گردونه به والِتا

450
00:40:16,289 --> 00:40:19,668
‫اما قبل از اینکه بری، فقط یه چیز
‫دیگه هست که به‌نظرم باید بدونی

451
00:40:21,753 --> 00:40:22,879
‫چی؟

452
00:40:22,963 --> 00:40:25,298
‫می‌دونی پدرت چطوری مُرد؟

453
00:40:28,510 --> 00:40:29,845
‫سقوط هواپیما

454
00:40:35,851 --> 00:40:37,144
‫همچین چیزی بهت گفتن؟

455
00:40:42,983 --> 00:40:45,986
‫چیزی که قراره نشونت بدم محرمانه‌ست

456
00:40:47,529 --> 00:40:50,282
‫فقط مأمورهای ارشد «اسکورپیا» این رو دیده‌ان

457
00:40:50,365 --> 00:40:51,408
‫چیه؟

458
00:40:51,491 --> 00:40:53,743
‫مبادلۀ گروگان‌ها

459
00:40:53,827 --> 00:40:56,997
‫ما یه کارمند ارشد دولت بریتانیا رو ربوده بودیم

460
00:40:57,080 --> 00:41:00,542
‫برای تحت‌فشارگذاشتن دولت بریتانیا این کار رو کردیم

461
00:41:00,625 --> 00:41:05,255
‫منتها سه هفته قبل از عملیاتمون،
‫اَلن بلانت برامون تله گذاشت

462
00:41:05,338 --> 00:41:07,966
‫و با شرمساری باید بگم که صاف افتادیم توش

463
00:41:19,561 --> 00:41:23,023
‫پدرت رو «سازمان» گرفته بود

464
00:41:24,941 --> 00:41:27,360
‫فکر کردیم دیگه نمی‌بینیمش

465
00:41:28,403 --> 00:41:30,655
‫که از یه مکان دورافتاده سر درمیاره،

466
00:41:30,739 --> 00:41:34,117
‫و به‌خاطر هرچی که از ما می‌دونست شکنجه شده

467
00:41:34,201 --> 00:41:35,285
‫خودشه

468
00:41:38,413 --> 00:41:39,831
‫اون پدرته

469
00:41:42,417 --> 00:41:45,587
‫بهمون یه پیشنهاد دادن.
‫بلانت یه پیشنهاد به ما داد

470
00:41:45,670 --> 00:41:48,423
‫مبادلۀ زندانی‌ها

471
00:41:48,506 --> 00:41:50,592
‫ما مردی که ربوده بودیم رو بهشون بدیم

472
00:41:51,635 --> 00:41:53,970
‫اون‌ها هم پدرت رو بهمون برگردونن

473
00:41:54,054 --> 00:41:59,309
‫موافقت کردیم. البته که موافقت کردیم. اون از ما بود

474
00:42:05,690 --> 00:42:07,025
‫این...

475
00:42:08,485 --> 00:42:10,528
‫تماشاش برات راحت نخواهد بود

476
00:42:12,155 --> 00:42:13,156
‫نشونم بده

477
00:42:34,469 --> 00:42:35,929
‫یه تک‌تیرانداز بود

478
00:42:37,931 --> 00:42:41,434
‫اون‌ها از پدرت برای رسیدن به
‫خواسته‌شون استفاده کردن،

479
00:42:41,518 --> 00:42:45,021
‫و همین‌که دیگه براشون فایده‌ای
‫نداشت، به پشتش شلیک کردن

480
00:42:46,523 --> 00:42:51,194
‫روی اون پل به قتل رسوندنش. تو ۶ماهه بودی

481
00:42:52,529 --> 00:42:53,488
‫متأسفم

482
00:42:58,910 --> 00:43:00,870
‫هنوز هم فکر می‌کنی دارم دروغ می‌گم؟

483
00:43:04,916 --> 00:43:09,212
‫فکر می‌کنی این ویدئو ساخته‌وپرداختۀ منه؟

484
00:43:14,926 --> 00:43:17,095
‫هنوز هم می‌خوای بذاری بری؟

485
00:43:21,933 --> 00:43:23,685
‫تو چی می‌خوای؟

486
00:43:30,525 --> 00:43:32,277
‫این نقشه‌ای که دارید می‌کشید...

487
00:43:32,360 --> 00:43:33,445
‫بله؟

488
00:43:36,865 --> 00:43:39,409
‫قراره کار «سازمان» رو تموم کنه؟

489
00:43:39,492 --> 00:43:40,493
‫بله

490
00:43:42,996 --> 00:43:44,998
‫من کمک می‌کنم

491
00:43:45,081 --> 00:43:47,125
‫من به بیشتر از این نیاز دارم، الکس

492
00:43:51,171 --> 00:43:52,756
‫به «اسکورپیا» می‌پیوندم

493
00:43:53,965 --> 00:43:55,842
‫ممنونم

494
00:43:55,925 --> 00:43:59,971
‫ما تعلیمت می‌دیم، الکس.
‫به بهترین تبدیلت می‌کنیم

495
00:44:00,055 --> 00:44:03,475
‫از همین الآن. می‌خوام با مربی‌ت آشنا بشی

496
00:44:12,359 --> 00:44:13,651
‫سلام، الکس

497
00:44:23,800 --> 00:44:39,800
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

